استراتژی و حسابداری مدیریت

استراتژی و حسابداری مدیریت

 

مقدمه

شرایطاقتصادی در دو دهه گذشته باعث کم‌رنگ شدن نقش حسابداری مدیریتدر بنگاههای اقتصادی کشور شده بود ولی اخیراً با حرکتیکه به‌سمت خصوصی‌سازی و اقتصادی کردن فعالیتها از یک‌سوو ایجاد بازار رقابتی از سوی دیگر برداشته شده، جایگاهخالی حسابداری مدیریت در بنگاههای اقتصادیبه‌خوبی آشکار شده است. اکنون این نیاز، زمینه‌هایرشد حسابداری مدیریت برای جامعه حسابداری در کشوررا بخوبی فراهم کرده است. این مقاله دیدگاه جدیدیاز حسابداری مدیریت با هدف افزایش توان کاربردیآن در هدایت فعالیتهای اقتصادی بنگاه‌ها را ارائه می‌کند.

 

حسابداریمدیریت چیست؟

حسابداریمدیریت، یک سیستم اندازه‌گیری برایگرداوری اطلاعات مالی و عملیاتی است که فعالیت مدیریتیو رفتارهای انگیزه‌ای را هدایت می‌کند و ارزشهایفرهنگی را که برای به‌دست‌آوردن هدفهای استراتژیکسازمان لازم است خلق و حمایت می‌کند.

در این تعریفاز حسابداری مدیریت چهار عقیده کلیدیگنجانده شده است. این عقیده‌ها شامل: ماهیت، محدوده، هدف وشاخصهای حسابداری است.

1ـ حسابداریمدیریت، از نظر ماهیت، یک فرایند اندازه‌گیریاست.

2ـ محدودهحسابداری مدیریت شامل اطلاعات عملیاتی مانند نقص یاکمبود واحدهای تولیدشده است.

3ـ هدف ازحسابداری مدیریت کمک به یک سازمان به‌منظور رسیدنبه هدفهای استراتژیک کلیدی تعیین شده است.

4ـ اطلاعات مناسبدر حسابداری مدیریت سه شاخص بارز دارند:

شاخص فنی: بالابردن درک پدیده اندازه‌گیری و گرداوری اطلاعات مربوطبرای تصمیمهای استراتژیک،

شاخص رفتاری: تشویقو ترغیب اعمالی که با هدفهای استراتژیک سازمانسازگارند،

شاخص فرهنگی: حمایتو یا خلق یک رشته ارزشهای فرهنگی تقسیم شده در یکسازمان.

این تعریفاز حسابداری مدیریت شامل بعضی عقایدی استکه با دیگر تعریفها در این حوزه فرق می‌کند. مثلاًانجمن حسابداران مدیریت (IMA) به‌عنوان مجمعی حرفه‌ای، حسابداری مدیریترا چنین تعریف می‌کند:

"حسابداریمدیریت عبارت است از فرایند تشخیص، اندازه‌گیری،جمع‌آوری، تحلیل، تهیه، تفسیر و ارزیابی وکنترل داخلی فعالیتهای سازمان برای تضمین و اطمیناناز استفاده مناسب از سرمایه".

حسابداریمدیریت همچنین شامل تهیه گزارشهای مالی برایگروههای غیرمدیریتی همانند سهامداران،بستانکاران، اعتباردهندگان و صاحبنظران مالی است.

مقایسه تعریفانجمن حسابداران مدیریت با تعریفی که در اینمقاله استفاده شد چند اختلاف اصلی را آشکار می‌سازد:

* تعریفانجمن حسابداران مدیریت به‌شدت بر آنچه حسابداری مدیریتانجام می‌دهد متمرکز است. اما تعریف ارائه شده در این مقالهبر هدف فعالیتها که همانا دستیابی و حفظ هدفهای استراتژیکاست، تاکید دارد.

* تعریفانجمن حسابداران مدیریت تنها شامل اطلاعات مالی می‌شوددر حالی‌که در تعریف ارائه شده در این مقاله علاوه بر اطلاعاتمالی، اطلاعات عملیاتی نیز مورد تاکید قرار گرفتهاست. در صورتی‌که موسسه‌ای قصد دستیابی به مزیترقابتی و حفظ آن را داشته باشد هر دو گروه از اطلاعات پیشگفته برایموسسه پراهمیت و حساس است.

* در تعریفانجمن حسابداران مدیریت، بخشی از حسابداری مدیریتشامل گزارشهای غیرمدیریتی برای مقاصد مالیاتیاست. البته این نیز وظیفه مدیریت است، اما اینگزارشها نه‌تنها باید قوانین و احکام قرارداده شده را تاییدکنند بلکه باید نوعی اطلاعات استراتژیک را که مورد نیازمدیریت است نیز فراهم آورند.

* سرانجام تعریفانجمن حسابداران مدیریت درمورد شاخصه‌های اطلاعات حسابداریمدیریت مسکوت می‌ماند. در حالی‌که در تعریف ارائهشده در این مقاله، شناخت ثابتی از شاخصه‌های حسابداریمدیریت ارائه می‌شود.

 

طبیعت ومحدوده‌های حسابداری مدیریت

سیستمهایحسابداری مدیریت نتایج اندازه‌گیریهایمالی وغیرمالی فعالیتهای عملیاتی راگزارش می‌کنند. این سیستمها همچنین به پروژه‌ها و طرحهایعملیاتی آینده نیز کمک می‌دهند. یکیاز نمونه‌های اطلاعاتی که مدیران به آن نیازمندند، بهایتمام‌شده محصول و اندازه‌گیری تحویل تولیدات بموقع است.

این اقلامدونوع از انواع اندازه‌گیری است که حسابداری مدیریتبا آن سروکار دارد.

بهای تمام‌شدهمثالی است از اندازه‌گیری که در اصطلاحات مالی بیانمی‌شود، در حالی‌که تحویل بموقع مثالی است از اندازه‌گیریعملیاتی.

آموزش تولیدکنندگانبرای اندازه‌گیری، جمع‌آوری، گزارش، تفسیر وارائه این اطلاعات به مدیران، موضوع حسابداری مدیریتاست.

روشهایاندازه‌گیری مختلفی برای پدیده‌ها وجود دارد. برایمثال بهای تمام‌شده محصول یا توانایی سوداوری آنرا به چندین روش می‌توان محاسبه کرد. به همین ترتیب کیفیترا نیز می‌توان با استفاده از تنوع روشها اندازه گرفت.

هر عملیاتمالی و غیرمالیِ درخور اندازه‌گیری ممکن است تحتشرایط خاصی مفید و سودمند باشد. درک روشهای چندگانهاندازه‌گیری و دانستن زمان و چگونگی استفاده از‌ آنها قسمتاصلی مطالعه حسابداری مدیریت است.

 

هدف حسابداریمدیریت مثلث استراتژیک

هدف اساسیحسابداری مدیریت کمک به سازمان به‌منظور به‌دست آوردن اصولاستراتژیک آن سازمان است. فراهم آوردن این اصول نیازهایمشتریان و دیگر سهامداران را برآورده می‌کند.

استراتژیراهی است که به‌کمک آن، شرکت خود را از دیگر رقیبان متمایزمی‌سازد و جایگاه خود را پیدا می‌کند.

امتیازاترقابتی برروی سه بُعد کیفیت، زمان و بهای تمام‌شدهیا هزینه استوار است.

مشتریانانتظارات مختلفی از حالات و کیفیت قابل اعتماد به محصولدارند. آنها بهای تمام‌شده، زمان و چگونگی تحویل محصول یاخدمتشان را درنظر می‌گیرند.

برای راضینگه‌داشتن مشتریان و رقابت با سایر تولیدکنندگان بایدبه‌صورت همزمان روی سه بُعد کیفیت، هزینه و زمان رقابتکرد. این سه عنصر یک مثلث استراتژیک را تشکیل می‌دهند.

* کیفیت،تجربه کلی یک مشتری با یک محصول است که خصوصیات فیزیکیو امکانات آن محصول و قابلیت اعتماد به کارایی امکانات آن رادربر می‌گیرد. کیفیت همچنین شامل خدمات‌دهیاین امکانات مانند خدمات پس‌از فروش و سطح کارایی خدمات انجامشده به‌وسیله یک سازمان است.

* بهایتمام‌شده یا هزینه، شامل منابع مصرف‌شده به‌وسیله تولیدکنندگانو سازمانهای حمایت‌کننده آنها مانند عرضه‌کنندگان و فروشندگان است.بهای تمام‌شده محصول شامل کل حلقه ارزش یعنی کل تشکیلاتاز عرضه‌کننده تا خدمات‌دهی بعداز فروش و مصرف‌کنندگان یا کسانیکه برای مشتریان ارزش افزوده به‌وجود می‌آورند می‌باشد.با این تعبیر بهای تمام‌شده مشتریان شامل بهایتمام‌شده حمایت‌کننده و مصرف‌کننده محصول است، که این معمولاً بهایتمام‌شده مالکیت نامیده‌ می‌شود.

* زمان یعنیمدتی‌که طول می‌کشد تا شرکت پس از اعلام نیاز محصول را دردسترس مشتری قرار دهد، یا مدتی که شرکت قادر است محصولاتش رابا امکانات جدید یا تکنولوژی نوآوری شده با سرعت توسعهدهد و آن را در سریعترین وقت به بازار عرضه کند. همچنین زمانشامل صرف وقت جهت کامل‌کردن حلقه فعالیتها نظیر شروع تا پایانتولید می‌شود.

 

حسابداریمدیریت در ذات خود، هدف نیست، بلکه وسیله مهمیاست برای به‌دست آوردن هدفهای استراتژیک سازمان.

در حالی‌کهعناصر اصلی استراتژی در گذشته نیز بارها منتشر شده است لیکناستفاده از یک گروه سه تایی برای نشان دادن آنها تازگیدارد. این مثلث بسیار مانند همان چیزی است که آرتوراندرسن (Arthur Anderson)استفاده کرد. رابین‌کوپر (Robin Cooper) از یک فضای سه بُعدی برای نمایشقیمت، کیفیت و اجرا استفاده می‌کند. سه عنصر مثلثاستراتژیک مربوط به همه سازمانها می‌شود: تجارت، بازار و فعالیتهایغیرانتفاعی دولت. این سازمانها با یک تقاضا برایقیمت پایین، کیفیت بالا و تحویل بموقعمحصول یا خدمات رو به‌رو هستند.

برای مثالدانشگاهها باید کیفیت آموزشی را در قیمت قابلپرداخت فراهم نمایند ضمن اینکه دایرکردن کلاسها نیز بایدمنطبق با نیاز دانشجویان باشد.

سرانجام نکته اینجاستکه مفهوم کیفیت، هزینه و زمان در چارچوب یک سازمان یامحصول تغییر می‌کند. برای مثال کیفیت دررابطه با اتومبیل، اجزای آن (راحتی راننده، ایمنیسیستم موزیک و غیره...) و قابلیت اعتماد (تناوب یاتکرار تعمیرات) است. در حالی‌که کیفیت در رابطه با تحصیلمشکلتر تعریف می‌شود که ممکن است به سواد یا معلومات عمومیو یا مهارتهای شغلی، توانایی تفکر، مهارتهایارتباطی و... اطلاق شود.

به‌همین شیوه،زمان برای یک کارخانه‌دار اجسام نیمه هادی همانند اینتل(INTEL) عرضه بموقع یکمیکروپرسسور جدید برای اولین بار به بازار است و براییک کمپانی مثل فدرال اکسپرس (Federal Express) زمان یعنی تحویلبموقع.

 

طبیعتحسابداری مدیریت

حسابداریمدیریت برای تحکیم نقش فعالیتهایش دراستراتژی سازمان باید به فراهم آوردن اطلاعات مربوط به سه اصلاستراتژیک کیفیت، هزینه و زمان کمک کند. ایناطلاعات شامل:

1ـ جمع‌آوریاطلاعات از فعالیتهای روزانه مدیران که با اصول استراتژیکسازمان مرتبط است،

2ـ افزایشتوانایی مدیران برای تاثیرگذاری در تمامعملیات اقتصادی انجام شده به‌منظور کسب اصول استراتژیک سازمانیا به‌عبارت دیگر افزایش میزان تاثیرگذاریمدیران در مجموعه عملیات مرتبط با مشتریان، عرضه‌کنندگان وفروشندگان در جهت استراتژیهای سازمان، و

3ـ فراهم‌آوردن دیدگاهیوسیع از استراتژیها و فعالیتهای سازمان است.

 

ارتباط با فعالیتهایروزانه

برقراریارتباط بین فعالیتهای روزانه هر فرد در سازمان با موضوعهایاستراتژی مدون‌شده از اهمیت خاصی برخوردار است.

یک شرکتکامپیوتری در ایالات متحد بر خود می‌بالید که دراستراتژی‌اش چنان ارتباطی ایجاد کرده که هر کسی در هرسطحی در سازمان از هدفهای شرکت با خبر است. بعضی از منتقدان وشکاکان که از بیرون به شرکت نگاه می‌کردند تصمیم گرفتند که ازاین ادعا امتحان به‌عمل آورند. آنها از یک نظافتچی که در آنشرکت کار می‌کرد در مورد شغلش و ارتباط آن با هدفهای سازمان سئوالکردند. نظافتچی پاسخ داد که: "هدف سازمان ما کاهش بهای تمام‌شدهمحصولات است. بخشی از بهای تمام‌شده محصولات ما را هزینهانبارداری مواد و قطعات تشکیل داده است. ما اخیراً شیوه‌مانرا به‌روش نگهداری محصولات به‌صورت آنی و بموقع که باعث کاهش هزینه‌هایانبار می‌شود تغییر داده‌ایم. این بدان معنیاست که عرضه‌کنندگان ما محصولاتشان را هر دو ساعت به ما تحویل می‌دهند.اگر من محل این بارگیری را قبل از اینکه محموله‌هایبعدی برسند تمیز نکنم ما نمی‌توانیم تحویل رابموقع انجام دهیم و این‌کار روند و برنامه تولید را به‌تعویقمی‌اندازد و در نهایت مجدداً باعث افزایش بهای تمام‌شدهمحصولات می‌شود. همچنین با این‌کار می‌توانیمباعث ایجاد ارزش افزوده برای عرضه‌کنندگان شویم".

ارتباط موفق بهنظافتچی اجازه داده بود که فعالیتهای روزانه‌اش را با استراتژیسازمان پیوند دهد، و این‌کار او را تشویق می‌کرد که به‌شیوه‌ایرفتار کند تا به کارش معنی ببخشد. او در واقع شخص مهمی در کامل کردنو به انجام رساندن موضوعی مرتبط با اصول استراتژیک سازمان شمرده می‌شد.

به این ترتیبحسابداری مدیریت به مدیران کمک می‌کند تا دربارةرئوس مثلث استراتژیک یعنی کیفیت، هزینه وزمان اطلاعات مورد نیاز را فراهم و منتشر کنند.

اطلاعات حسابداریمدیریت به مدیر کمک می‌کند که اهداف کیفیتیرا از طریق اندازه‌گیری منابع صرف‌شده برای پیشگیریاز نواقص احتمالی تولیدات، هزینه بازسازی تولیداتناقص، هزینه انجام تعمیرات و نگهداری تجهیزات، فرصتهایاز دست رفته فروش به‌دلیل نبود کیفیت محصولات و سرمایه‌گذاریجدید برای افزایش کیفیت محصول مشخص کند و به تحلیلتاثیرات هزینه‌های کیفیت بر سود برسد.

مثالهاییاز اطلاعاتی که به مدیران کمک می‌کند تا مفاهیم استراتژیکمدیریت بهای تمام‌شده را دریابند عبارتند از اطلاعاتمنابع صرف‌شده برای تولید محصولات درطی یک دوره زمانی،اندازه‌گیری منابع صرف‌شده برای اجرای سایر فعالیتهادر طی یک دوره زمانی، تجزیه و تحلیل عوامل موثردر بهای تمام‌شده، تجزیه و تحلیل سوداوری محصولات، تجزیهوتحلیل ساختاری قیمت عرضه‌کنندگان و مقایسه قیمتهایشانبا قیمتهای سایر رقیبان.

حسابداریمدیریت همچنین برای کمک به درک اصل دیگر استراتژیکیعنی زمان با استفاده از معیارهای اندازه‌گیریگزارشهایی مثل فرصتهای از دست رفته فروش به‌علت تأخیردر تولید، هزینه‌های ناشی از تاخیر مواد از جانبعرضه‌کنندگان، مقایسه فروش محصولات جدید در مقابل محصولات قدیم،زمان پاسخگویی به سفارشهای مشتریان و میزان ظرفیتهایدر دسترس استفاده نشده به‌دلیل تولید محصولات جدید را تهیهمی‌کند.

 

توسعه در شرکتهایبزرگ

کیفیت،قیمت و زمان پاسخگویی به تقاضای مشتریان در اغلبسازمانها وابسته به نوع رابطه با عرضه‌کنندگان و فروشندگان است.

این رابطهقسمتی از زنجیره ارزش شرکت است و نحوه ارائه خدمات به مشتریاندر شرکتهای درحال توسعه را نشان می‌دهد.

حسابداریمدیریت باید با فراهم آوردن اطلاعات برای توسعه شرکتهابه تمرکز مدیریت به فراسوی مرزهای سازمانی کمککند. برخی از مثالها از نوع اطلاعات حسابداری مدیریت کهمورد نیاز شرکتهای درحال توسعه است عبارتند از انتظارات مشتریاناز امکانات و قیمتها، تاثیر فعالیتهای مدیران بربهای تمام‌شده کالاهای تامین‌شده، هزینه‌هایبازاریابی توسط واسطه‌های فروش و درصد توزیع بهایتمام‌شده بین عوامل داخلی و خارجی سازمان.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
شنبه سی یکم 6 1386
خبر های حرفه در جهان - شهریور ماه 1386

چشم پوشی کمیسیون بورس و اوراق بهادار امریکااز اشتباهات شرکتهای امریکایی

 

کمیسیونبورس و اوراق بهادار امریکا (SEC) گفته است که شرکتهای امریکایی را به­خاطراصلاح اشتباه در طبقه­بندی حسابها در صورتهای مالی­شان که ناشیاز کاربرد نادرست استاندارد حسابداری مالی شماره (SFAS 158) 158بوده است، ملزم به ارائه مجدد صورتهای مالی نخواهد کرد.

 

ایناستاندارد جدید، کارفرمایان را ملزم می­سازد تا هرگونه مازاد یاکسری وجوه طرحهای مزایای بازنشستگی را ازترازنامه و یادداشتهای همراه آن خارج ساخته و مانده پایاندوره سایر اقلام سود جامع انباشته را تعدیل کنند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

برنامه ریزی برای بهبود شرایط استخدامیحسابرسان در بریتانیا

 

 

45 درصد از موسسههای حسابرسی بریتانیا هرچند خواهان افزایش فعالیتهایشاندر 12 ماه آینده اند، اما در استخدام افراد ورزیده با مشکل روبه روهستند.

 

این موسسه هابجای پیشنهاد حقوقهای بالا برای تشویق بهاستخدام، به دنبال بهبود کلی شرایط استخدام کارکنان هستند. اینشرایط شامل برنامه ریزی برای پیشرفت بهتر در مسیرشغلی، گزینه­هایی برای کار انعطاف پذیر وبهبود فرهنگ سازمانی است.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

فرایندهای استانداردگذاری امریکا زیرذره بین

 

فرایندهایاستانداردگذاری مراجع تدوین استاندارد امریکا ممکن است از سوییک کمیته عالی در کمیسیون بورس و اوراق بهادارامریکا(SEC)به­منظور کاهش پیچیدگیهای گزارشگری مالی،مورد بررسی قرار گیرد.

 

این پیشنهادطی نخستین نشست کمیته مشورتی در رابطه با بهبود گزارشگریمالی(ACIFR)که در ماه ژوییه تشکیل شد، ارائه شده است.

به گفته رئیسکمیسیون بورس و اوراق بهادار امریکا، فرایند تعییناولویتهای استانداردگذاری و پاسخگویی بهدرخواستها در هیئت استانداردهای حسابداری مالی امریکا(FASB) ممکن است توسط کمیته­ایفرعی مورد بررسی قرار گیرد.

سایر کمیتههای فرعی از این کمیته عالی مامور بررسیفرایندهای استانداردگذاری حسابرسی و رعایت، ارائهاطلاعات مالی، و همسان­سازی بین­المللی استانداردهاهستند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

کنار گذاشته شدن چندین شرکت خارجی از بورسهایامریکا

 

از ماه آوریلتاکنون 35 شرکت خارجی از فهرست شرکتهای پذیرفته شده در بورسهایاوراق بهادار امریکا کنار گذاشته شده­اند.

 

از جمله اینشرکتها، شرکت فرانسوی دانون(Dannon)، شرکت خطوط هوایی بریتانیا(BA)، و شرکت ای سی ای(ICI) هستند که پس از ماجرای شرکتانرون(Enron)با اقدامات قانونی گسترده ای رو به رو شده اند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

تسهیل داد و ستد در بورسهای اوراق بهادار امریکا

 

کمیسیونبورس و اوراق بهادار امریکا(SEC) درصدد ارائه پیشنهاد شناسایی متقابل مراجعنظارت مالی خارجی است تا بدین ترتیب بازارها و واسطه­هایمالی خارج از امریکا آسانتر بتوانند با سرمایه­گذاران امریکاییبه معامله بپردازند.

 

با اجرای اینپیشنهاد، بورسهای اوراق بهادار خارجی همچنین می توانندتابلوهای معاملات سهام را در داخل امریکا راه­اندازی کنند وکارگزاران خارجی بدون نیاز به ثبت شدن نزد کمیسیون بورسو اوراق بهادار امریکا به فعالیت بپردازند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

تشکیل هیئت مقررات حسابداری و اکچوئری دربریتانیا

 

هیئتمقررات حسابداری و اکچوئری(AADB) وابسته به شورای گزارشگری مالی بریتانیا(FRC) که پیشاز این هیئت بازرسی و مقررات حسابداری(AIDB) نامیده می­شد، اکچوئریرا نیز در حوزه فعالیتش قرار داده است.

 

گسترش فعالیتهایاین هیئت بدنبال ارائه گزارش رسمی(Morris) از وضعیت اکچوئری،ارائه نظرات مشورتی و تصویب مشارکت در طرح مستقل با عضویتانجمن اکچوئری و دانشکده اکچوئری اسکاتلند بوده است.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

وضعیت سرمایه گذاری داخلی در اروپا

 

طرحهایسرمایه­گذاری داخلی به اجرا درامده در اروپا در سال 2006 با 15درصد افزایش نسبت به سال 2005 به 3531 طرح رسیده است.

 

19 درصد از طرحهادر بریتانیا، 16 درصد در فرانسه و 8 درصد در آلمان به اجرا درآمده­اندکه بدین ترتیب در رتبه­های اول تا سوم قرار دارند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

اهمیت دانشگاه محل تحصیل دانش آموختگان رشته حسابداریدر استخدام آنها

 

مدیرانارشد مالی امریکایی در مورد اهمیت دانشگاه محلتحصیل دانش آموختگان رشته حسابداری که خواهان استخدام هستند، نظرهایمتفاوتی دارند.

 

در پرسمان موسسهاکانتمپس(Accountemps)،موسسه مشهور تأمین نیروی حسابدار از 1400 تن از مدیرانارشد مالی، 49 درصد آنها گفته اند که این موضوع اصلاً اهمیتیندارد و 51 درصد دیگر نیز گفته­اند که تا اندازه ای و یابسیار با اهمیت است.

13 درصد کسانیکه آن را بسیار مهم و 38 درصد کسانی که آن را تا اندازه ایمهم دانسته اند، از دانشگاه هاروارد در این رابطه نام برده اند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

وضعیت حسابرسی داخلی در جهان

 

یافته هایبررسی انجمن حسابرسان داخلی امریکا(IIA) نشاندهنده تمایل فزایندهبه استانداردسازی و توجه روزافزون به راهبری سازمانی و مدیریتریسک است.

 

در پرسمان از 9300حسابرس داخلی در 91 کشور جهان، 82 درصد آنها گفته­اند که دست­کم تا اندازه­ایاز استانداردهای بین­المللی برای رسیدگیهایحرفه ای در حسابرسی داخلی استفاده می­کنند.

 

همچنین بهترتیب 80 و 63 درصد از حسابرسان داخلی گفته اند که انتظار دارند درزمینه های مدیریت ریسک و راهبری سازمانیفعالیت بیشتری داشته باشند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

انتشار پیشنویس استانداردهای بین المللیگزارشگری مالی برای بنگاههای کوچک و متوسط

 

هیئتاستانداردهای بین المللی حسابداری(IASB) پیشنویس پیشنهادیاستانداردهای

 

بین الملیگزارشگری مالی برای بنگاههای کوچک و متوسط ((IFRSsfor MSE را به زبانهایانگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی و آلمانیبرای نظرخواهی همگانی منتشر کرده است.

مهلت نظرخواهیتا اول اکتبر 2007 است.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
شنبه سی یکم 6 1386
رویداد های خبری - اخبار جامعه حسابداران رسمی ایران

آغاز فعالیت سومین شورای­عالی جامعهحسابداران رسمی ایران

 

اولین نشستشورای عالی سوم جامعه حسابداران رسمی ایران با حضوردکتر دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی، روزدوشنبه 5/6/1386 در محل ساختمان وزارت امور اقتصادی و داراییبرگزار شد. در این نشست که قائم مقام دبیرکل، اعضای هیئتمدیره، اعضای هیئت عالی نظارت و همچنین اعضایدومین شورای عالی نیز حضور داشتند پس از ارائه گزارشعملکرد شورای عالی دوم و استماع رهنمودهای وزیر اموراقتصادی و دارایی، برنامه‌های آینده جامعه موردبحث و تبادل نظر قرار گرفت و همجنین مهدی کرباسیان به عنوانرئیس و منصور شمس‌احمدی به عنوان نایب رئیس سومینشورای­عالی انتخاب شدند.

۱۳۸۶/۰۶/۱۰

 

اساسنامه جامعه حسابداران رسمی ایران اصلاح خواهد شد

 

وزیر اموراقتصادی و دارایی بر تعامل مطلوب جامعه حسابداران رسمیکشور با دولت، بورس، مجلس و نهادهای نظارتی تاکید کرد.

 

داوود دانش‌جعفریدر نخستین گردهمایی سومین شورای‌عالی جامعهحسابداران رسمی گفت:"جامعه باید انسجام خود را در تمامیزمینه‌ها حفظ کند و از اختلافاتی که به این حرفه دامن می‌زند،بپرهیزد."

 

دانش‌جعفریتعامل بیشتر میان ظرفیت اقتصادی و تعداد اعضایفعال این جامعه را خواستار شد و گفت:"در سالهای گذشته اقداماتیدر جهت تامین نیازهای جامعه حسابداران رسمی به خصوصاصلاح اساسنامه صورت گرفته است که‌ مراحل پایانی خود را طی می‌کند."

وزیر داراییبا بیان آن که نسبت به بهبود حق‌الزحمه حسابرسان اقدام شده است، گفت:"بهعنوان عضوی از دولت اطمینان می‌دهم تا زمینه رشد بیشاز پیش جامعه حسابداران فراهم شود تا این بخش بتواند در تمام بخشهایاقتصادی فعالیت خود را توسعه دهد، هر چند که با اجراییشدن اصل 44 این اتفاق در حال انجام است." وی در بخش دیگریاز اظهاراتش از اصلاح اساسنامه جامعه حسابداران رسمی خبر داد و گفت:"بحثیدر مورد ارائه کار دستگاههای دولتی به جامعه نیز مطرح بود کهاز انتخابهای تعریف شده بین کارفرما و اعضا پرهیز شود."

۱۳۸۶/۰۶/۱۴

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
شنبه سی یکم 6 1386
رویداد های خبری - فصلنامه حسابرس (شهریور ماه 1386)

رئیس جمهوری، دانش جعفری را مسئول تشکیلکارگروه تحول در صنعت بیمه کرد

 

رئیس‌جمهوریبا صدور حکمی، وزیر امور اقتصادی و دارایی را به‌عنوانمسئول تشکیل کارگروه «برنامه تحول در صنعت بیمه کشور»، متشکل از رئیسکل بیمه مرکزی ایران و مدیران عامل بیمه‌هایدولتی و خصوصی، تعیین کرد.

 

محمود احمدی‌نژاددر این حکم که در همایش بیمه و اقتصاد ملی در سالن همایشهایرازی قرائت شد، ضمن برشمردن 10 محور اصلیبرای ایجاد تحول در صنعت بیمه، عملکرد این بخش در پیشرفتو بهبود وضعیت اقتصادی مردم را مهم و تعیین‌کننده خواند.

 

همایش بیمهو اقتصاد ملی روز یکشنبه 18 شهریورماه با حضور مدیران وکارشناسان صنعت بیمه و مسئولان اقتصادی در مرکز همایشهایرازی برگزار شد.

در این همایشیکروزه کارگروههای بیمه‌های صنعت و معدن، حمل و نقل وانرژی، بیمه‌های پول و سرمایه، بیمه خانواده،بیمه‌هایاتکایی، بیمه‌های خدمات، و بیمه‌های کشاورزیموارد مختلف بیمه را بررسی کردند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

آرشیو اطلاعاتی و آماری شرکتهای پذیرفتهشده در بورس

 

آرشیواطلاعاتی و آماری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوارق بهاداردر سال 85 از سوی شرکت اطلاع‌رسانی بورس تهران منتشرشد.

 

این آرشیوتصویری با قابلیت جستجوی پیشرفته و هدف گسترشاطلاع‌رسانی در بازار سرمایه و اعتلای فرهنگ سهامداری وارائه اطلاعات مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس گردآوریشده است.

آرشیواطلاعاتی و آماری نیمه اول و دوم سال 85 شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در دو حلقه دی­وی­دی (DVD) تهیه شده وقابل بهره‌برداری برای تمام فعالان بازار سرمایه است.

علاقه‌مندان برایدریافت این آرشیو اطلاعاتی می‌توانند به شرکتاطلاع‌رسانی بورس تهران واقع در طبقه دهم سازمان بورس و اوراق بهادارمراجعه کنند.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

مدیر عامل شرکت سهامی بیمه ایران منصوب شد

 

با تصویبمجمع عمومی شرکت سهامی بیمه ایران و طی حکمیاز سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی جواد سهامیانمقدم به عنوان مدیر عامل بیمه ایران منصوب شد.

 

سهامیانمقدم پیش از این و با حکم دکتر داود دانش­جعفری عنوان سرپرستیشرکت بیمه ایران را عهده‌دار بود که با تصویب مجمع عمومیو به دنبال صدور حکم وزیر امور اقتصادی و دارایی به اینسمت منصوب و مشغول به کار شد.

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

رئیس جمهور دستور بررسی حذف 3 صفر از پول ملی راصادر کرد

 

عضو ناظر شورایسابق پول و اعتبار گفت:"رئیس جمهوری دستور بررسی حذف 3صفر از پول ملی را در بخشهای تخصصی بانک مرکزی صادر کرد."

 

غلامرضا مصباحیمقدم اظهار داشت:"هم‌اکنون درشت­ترین اسکناس در کشور 5هزار تومانیاست و تا چندی قبل درشت‌ترین پول 2هزار تومانی بود. اسکناسهزار تومانی سال 1351 منتشر شده است و قدرت خرید این پولمعادل 128هزار تومان امروز است. یک پوند انگلیس حدود 2هزار تومان ایرانو یک دلار آمریکا حدود هزار تومان ما است."

مصباحی اینوضعیت را ناشی از کاهش ارزش پول طی دهه‌های اخیرذکر کرد و توضیح داد:"این افت مشکلاتی را به لحاظ عینیوذهنی پدید آورده است."

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

معافیت صاحبان خیر شرکتها و صنایع از پرداخت هزینهمالیات

 

صاحبان صنایعو انبوه سازان در صورت شرکت در طرح «سهم مهر» از معافیت مالیاتیبرخوردار می­شوند.

 

دکتر بلوچیبا بیان این که قصد داریم این طرح را درطول سال اجراییکنیم، درباره طرح «سهم مهر» گفت:"بر اساس این طرح چنانچهصاحبان شرکتها و صنایع، انبوه سازان و غیره، درصدی از فروشمحصولات خود را با نیت خیرخواهانه به سازمان بهزیستیجهت کمک به مددجویان تحت پوشش این سازمان اهدا کنند، با دریافترسید مشارکت، رقم پرداختی آنها به عنوان هزینه مالیاتیمحسوب می‌شود و آنها از پرداخت این هزینه معاف می‌شوند."

 

دکتر بلوچیبا اشاره به این که این طرح از ماه مبارک رمضان شروع می‌شود،اظهار کرد:"دفتر مشارکتهای مردمی سازمان بهزیستیکشور آماده همکاری با خیران در این زمینه است."

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

عدم معافیت مالیاتی برای صادرات فراورده هایپتروشیمی

 

معافیت مالیاتیناشی از صادرات فراورده های پتروشیمی، قیر، روغنموتور و نظایر آن لغو شد.

 

در نامه وزیراقتصاد و سازمان مالیاتی کشور آمده است:"فراورده هایپتروشیمی، قیر، روغن موتور و نظایر آن از جمله کالاهاینفتی محسوب شده و مشمول معافیت برای صادرات کالاهای غیرنفتیموضوع بند «د» ماده 33 قانون برنامه چهارم توسعه نیست."

۱۳۸۶/۰۶/۲۴

 

منبع:فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
شنبه سی یکم 6 1386
تحولات جهانی حسابداری

تحولات جهانی حسابداری

دکتر یدالله مکرمی

 

حرفه حسابداریدر طول یک‌سال و چند ماه گذشته به اندازه‌ای مطرح بوده که تاکنونسابقه نداشته است. مباحث طرح شده در ایالات متحد آثار عمیقیروی حرفه حسابداری و دنیای تجارت داشته است.

گردهماییسالانه انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز (ICAEW) در ماه مه برگزار شد. در اینگردهمایی نام‌آورانی که نقش اساسی در مباحث مربوط بهتنظیم آیین راهبری بنگاه، روابط بین استانداردهایحسابداری ملی و بین‌المللی، و اثربخش ساختن نقش مراجعملی تنظیم مقررات در بازارهای واقعاً جهانی سرمایهدارند، شرکت داشتند.

در اینگردهمایی اتیوپیس تافارا (EthiopisTafara) مدیر بین‌المللیکمیسیون بورس اوراق بهادار ایالات متحد (SEC)دیدگاه خود پیرامونبرنامه‌های جدید کمیسیون را ارائه داد. درک هیگز (DerekHiggs) عضو شورای گزارشگری مالیانگلستان (FRC)و تدوین‌کننده گزارش هیگز درباره «نقش و اثربخشی مدیرانغیرموظف»، سخنرانی کرد و سربرایان نیکلسون (SirBryan Nicholson) رئیسشورای گزارشگری مالی انگلستان دیدگاه خود پیرامونچگونگی اصلاح گزارش هیگز و نظر خود درباره تجدید سازمان شورایگزارشگری مالی را مطرح می‌ساخت. ماری کیگان (MaryKeegan) رئیس هیئتاستانداردهای حسابداری انگلستان (ASB) و توماس جونز (ThomasJones) عضو هیئتاستانداردهای بین‌المللی حسابداری (IASB) نظر خود را درباره نقش سازمانهاییادشده در توسعه استانداردهای بین‌المللی حسابداریتشریح کردند.

پس از رسوایی«انرون» که شوکی عظیم برای جهان تجارت بود، بحث همیشگیاستانداردهای حسابداری به نمایش آخر رسیده است.

دولتها، مراجعحرفه‌ای و مراجع تنظیم مقررات حسابداری، نه‌تنها در ایالاتمتحد بلکه در سراسر اتحادیه اروپا ناگزیر شدند شیوه کار سیستمهایخود را بازنگری کنند. کار همسازی استانداردهای متفاوت ملیکه سالها در دستور کاربود با میل و رغبتی تازه مورد توجه قرار گرفتهو سیل رسواییهای شرکتها کل موضوع را ضرورتی تازهبخشیده است.

در ایالاتمتحد، که حسابداریِ مبتنی بر مقررات رواج دارد، هیئتاستانداردهای حسابداری مالی (FASB) پیشنهاد کرده است نظام مقررات‌گذاریبه‌طور اساسی بازبینی و ساده‌سازی شود.

در اروپا،اتحادیه اروپا تأکید دارد استانداردهای بین‌المللیحسابداری تا سال 2005 حداقل برای شرکتهای پذیرفته‌شدهدر بورس اوراق بهادار، رسمیت یابد و ارقام مقایسه‌ای درارتباط با استانداردهای بین‌المللی حسابداری تا سال 2004ارائه شود و به‌عبارت دیگر انتقال از سیستم گزارشگری موجود بهسیستم گزارشگری جدید باید تا پایان سال‌جاریانجام شود.

در انگلستان حرکتجدیدی برای تجدید ساختار مراجع تنظیم مقرراتحسابداری آغاز شده است. در ماه مارس سال جاری سِر برایان نیکلسون،رئیس شورای گزارشگری مالی که نهادی دولتیاست، با حفظ سمت به ریاست بنیاد حسابداری (AF) منصوب شد. با این حرکت سربرایاننیکلسون در مقام پاسدار اصلی و بلامنازع حرفه حسابداریانگلستان قرار گرفته است و شورای گزارشگری مالی تحت رهنمودهایوی خود را آماده می‌سازد تا به‌عنوان تنها مرجع تنظیم مقرراتو استانداردهای حسابداری و حسابرسی کار خویش را دنبالکند.

با این تصمیمِدولت، در حقیقت به‌عمر کوتاه بنیاد حسابداری خاتمه داده شد وشورای گزارشگری مالی که نظارت بر هیئت بررسیگزارشگری مالی (FRRP) و هیئت استانداردهای حسابداری را به‌عهدهداشت بنیاد حسابداری را نیز زیرنظر گرفت. دولت انگلستانتاکید دارد که در دوران بیداری پس از انرون انتظار دارد هیئتبررسی گزارشگری مالی که به‌کار شرکتهایی کهمقررات حسابداری را نقض کرده‌اند رسیدگی می‌کند، فعالترشود.

پیش از این،شورای گزارشگری مالی انگلستان درک هیگز را مأمور کردهبود درباره «نقش و اثربخشی مدیران غیرموظف» دست به بررسیبزند. این بررسی در آوریل 2002 در اوج بحران انرون و رسواییشرکتها آغاز شد. گزارش نهایی هیگز نقش مهمی برایمدیران غیرموظف در نظر گرفته است. گزارش هیگز بر محور اثربخشیمدیران شرکت در بالابردن عملکرد شرکت و همچنین موضوع پاسخگوییمتمرکز است. گزارش در ژانویه 2003 منتشر شد و به «رهنمودهای راهبریشرکتها» الحاق خواهد شد. در گزارش هیگز دو پیشنهاد بیش از بقیهتوجه را به خود جلب کرده است:

* معرفیمدیر ارشد مستقل که باید از آزمون جدید وابسته نبودن عبورکند، و

* این مدیرباید در دسترس سهامدارانی باشد که نتوانسته‌اند از طریقارتباط با رئیس هیئت‌مدیره یا مدیر ارشد اجراییمسائل خود را حل کنند.

نکات اصلیگزارش هیگز به‌شرح زیر است:

* تعریفجدید و روشنی از نقش مدیر غیرموظف،

* تفکیکنقش رئیس هیئت‌مدیره از مدیر ارشد اجرایی،

* مدیرانارشد اجرایی نمی‌توانند به سمت رئیس هیئت مدیرهمنصوب شوند،

* مدیرانغیرموظف باید از میان تعداد بیشتری کاندیداو با رعایت شایسته‌سالاری انتخاب شوند،

* تعریفجدیدی برای وابسته نبودن که حداقل نیمی از اعضایهیئت‌مدیره باید واجد آن باشند،

* بهبود قدرتاستنتاج و پیشرفت حرفه‌ای مدیران،

* روابط نزدیکتربین مدیران غیرموظف و سهامداران اصلی.

در امریکاکمیسیون بورس اوراق بهادار در جهت اجرای تصویبنامه ساربینزـاوکسلی (Sarbanes-OxleyAct) به وضع مقررات پرداخته است و در نتیجه آن چارچوب افشا وضوابط حسابداری برای شرکتهای امریکایی و غیرامریکاییبه‌شدت تغییر کرده است. تصویبنامه یادشده هیئتیبا نام هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای سهامی عام (PCAOB) را ایجاد کرده که مسئول ثبت‌نام،بازرسی و منضبط ساختن موسسه‌های حسابرسی و تدوین مقرراتحاکم بر کنترل کیفیت حسابرسی، اخلاق، استقلال و دیگراستانداردهای مربوط به تهیه گزارش حسابرسی شرکتهاست. حسابدارانرسمی و موسسه‌های حسابرسی باید نام خود را در هیئتنظارت ثبت کنند تا بتوانند شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس را حسابرسیکنند. بدون تردید با فعال شدن هیئت نظارت، چارچوب مقررات انتظامیحسابرسان با تغییرات شدیدتری رو به‌رو خواهد شد.

طبق اعلام کمیسیونبورس اوراق بهادار ایالات متحد از اول آوریل 2003 شرکتهاییدر بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) و بازار سهام نزدک (Nasdaq) پذیرفته می‌شوند کهمقررات زیر را رعایت کرده باشند:

* داشتن کمیتهحسابرسی و در غیاب آن هیئت‌مدیره‌ای که تمام اعضایآن مستقل باشند،

* کمیتهحسابرسی مستقیماً مسئول انتصاب، تعیین حق‌الزحمه، حفظ ونظارت بر کار موسسه حسابرسی طرف قرارداد برای تهیه گزارشحسابرسی و یا سایر خدمات حسابرسی و حسابداری استو موسسه حسابرسی باید به‌طور مستقیم به کمیته حسابرسیگزارش بدهد،

* کمیتهحسابرسی باید مقرراتی برای دریافت، نگهداریو برخورد با شکایتهای مربوط به حسابداری، کنترل داخلیحسابداری یا مسائل حسابرسی وضع کند. مقررات باید به‌گونه‌ایباشد که کارکنان بتوانند بدون ذکر نام، و محرمانه نکات مربوط به مسائل سئوال‌برانگیزحسابداری و حسابرسی را طرح کنند،

* کمیتهحسابرسی باید اختیار استخدام شورای مستقل و دیگرمشاوران مورد نیاز برای انجام وظایف خود را داشته باشد،

* شرکت بایدبودجه مناسب برای کمیته حسابرسی را تأمین کند.

 

طبق مقررات جدید،مدیر زمانی مستقل قلمداد می‌شود که:

* هیچ‌گونهوجهی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به‌عنوان حق‌المشاورهیا پاداش (به‌جز مزایای مخصوص بازنشستگی) به‌غیراز حق‌الزحمه عضویت در هیئت مدیره یا کمیته‌هایآن را از شرکت یا واحدهای وابسته به آن دریافت نکند،

* وابسته بهشرکت یا واحدهای وابسته به آن، به‌جز در سِمَت عضویت هیئت‌مدیرهو کمیته‌های آن نباشد،

مقررات جدیداستثنائات زیر را برای شرکتهای غیرامریکاییدرنظر گرفته است:

* کارکنان تنهازمانی می‌توانند حسابرسان را انتخاب یا انتخاب آنان را تأییدیا آنان را عزل کنند که مقررات قانونی کشور متبوع شرکت الزام کردهباشد،

* اگر اعضایهیئت‌مدیره از دو بخش موظف و غیرموظف تشکیل شده است،هرجا نام از هیئت‌مدیره در میان است تنها شامل اعضای غیرموظفمی‌شود.

کمیتهحسابرسی باید حداقل یک عضو متخصص مالی داشته باشد. کمیسیونبورس اوراق بهادار متخصص مالی عضو کمیته حسابرسی را شخصیتعریف کرده است که هر پنج ویژگی زیر را دارا باشد:

* اصول پذیرفته‌شدهحسابداری (GAAP)مورد نیاز برای تهیه صورتهای مالی را بداند،

* بتواند به‌کارگیریاصول‌پذیرفته‌شده حسابداری در ارتباط با براورد مالی، هزینه‌هایمعوق و ذخیره‌ها را ارزیابی کند،

* در تهیه،حسابرسی، تحلیل و ارزیابی صورتهای مالی باتوجه به سطح پیچیدگی در صورتهای مالی شرکت، تجربهداشته باشد،

* مقررات وکنترلهای داخلی حسابداری مرتبط با گزارشگری مالیرا بداند، و با وظایف کمیته حسابرسی آشنا باشد.

موسسه حسابرسیزمانی مستقل از شرکت قلمداد می‌شود که مدیر ارشد، مدیرمسئول، یا سایر اعضای تیم حسابرسی که بیشاز ده ساعت در کار حسابرسی مشارکت داشته باشند، از یک سال پیشاز شروع کار حسابرسی نقش نظارتی در گزارشگری مالی شرکتنداشته باشند. نقش نظارتی در گزارشگری مالی عبارت است ازمسئولیت مستقیم در تهیه یا نظارت بر تهیه‌کنندگانصورتهای مالی مشتری. مأموریت مدیرارشد و مدیرمسئولحسابرسی اگر پنج سال متوالی حسابرسی شرکت را به‌عهده داشتهباشند باید به‌صورت چرخشی تغییر کند و شروع بعدیکار آنها در همان شرکت مستلزم گذشت 5 سال زمان است. این دوره برایمدیران شریک، 7 سال است.

موسسه حسابرسیدر صورتی مستقل از شرکت قلمداد می‌شود که هیچ یک از شریکانمنصوب شده برای کار حسابرسی شرکت‌ـ اعم از اینکه به حسابرسیشرکت اشتغال داشته باشند و یا در دوره چرخش باشند، هیچ درامدیبه‌جز خدمات حسابرسی از شرکت نداشته باشند.

مصوبه یادشدهموسسه‌های حسابرسی را به‌طور مطلق از ارائه خدمات معینیبه مشتریان حسابرسی منع کرده است. طبق مقررات کمیسیونبورس اوراق بهادار حسابرسی که خدمات زیر را به مشتری حسابرسیعرضه کند مستقل قلمداد نمی‌شود:

* وظایفمدیریتی یا منابع انسانی،

* کارگذاری،معامله‌گری، مشاوره سرمایه‌گذاری یا خدمات سرمایه‌گذاریبانکی،

* خدمات قانونییا تخصصی غیرمرتبط با حسابرسی.

به علاوه حسابرساز ارائه خدمات زیر نیز منع شده است:

* نگهداریحسابها یا خدمات مربوطی به سوابق حسابداری یا صورتهایمالی شرکت،

* طراحی واستقرار سیستمهای اطلاعات مالی،

* خدمات ارزیابییا قیمت‌گذاری، اظهارنظر درباره مطلوب‌بودن یا مشارکتدر این نوع خدمات،

* خدمات ارزیابیبیمه عمر، یا

* تأمین نیروبرای خدمات حسابرسی داخلی.

مشتریانحسابرسی موظفند در گزارشهای سالانه حق‌الزحمه پرداختی بهحسابرس را برای آخرین دو سال مالی به تفکیک تحت چهارعنوان زیر افشا کنند:

* حق‌الزحمهحسابرسی،

* حق‌الزحمهخدمات حسابرسی مالیاتی،

* حق‌الزحمهمرتبط با خدمات حسابرسی،

* جمع سایرحق‌الزحمه‌ها.

به‌علاوه، به‌جزدرباره حق‌الزحمه حسابرسی، ماهیت سایر حق‌الزحمه‌ها بایدتوضیح داده شود.

مصوبه یادشدهتکلیف کرده است که هیچ‌یک از مدیران یا رؤسایشرکت نباید به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم و یابا اعمال فریبکارانه از طریق اعمال نفوذ، اجبار، زرنگی یاگمراه‌سازی، حسابرس مستقل را به ارائه خدمات گمراه‌کننده با اهمیتدر ارتباط با صورتهای مالی وادار سازد.

گزارش سالانه شرکتباید دربرگیرنده «گزارشی درباره کنترلهای داخلی» باشدکه در آن مسئولیت مدیریت برای ایجاد و نگهداریساختار و مقررات کنترلهای داخلی کافی موردنیاز گزارشگریمالی و ارزیابی اثربخشی ساختار و مقررات کنترلهایداخلی موردنیاز گزارشگری مالی، ذکر شده باشد.

تجربه جهانینشان می‌دهد دغدغه گزارشگری سالم و شفاف، موضوعی پیچیدهو چالش برانگیز است و حل آن به اندیشه باز، دانش گسترده، همکاریجمعی و احساس مسئولیت اجتماعی نیازمند است.

منبع:

1- Accountancy, may 2003

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
جمعه سیم 6 1386
حسابرسی عملیاتی: ابزاری برای پاسخگویی و کمک به مدیریت

حسابرسی عملیاتی:ابزاری برای پاسخگویی و کمک به مدیریت

نظام‌الدین رحیمیان

 

مقدمه

مدیراناجرایی، مسئولیت اداره طرحها، برنامه‌ها و سازمانها را برعهدهدارند. آنان باید در چارچوب دستیابی به هدفهای سازمانیو کسب خشنودی مشتریان، فعالیتهای مختلفی را به‌عهدهبگیرند و وظایف متفاوتی را انجام دهند.

مدیران خوببرای رسیدن به بالاترین سطح کارایی در سازمان خودتلاش می‌کنند و مسئول انجام وظایف خود برای تامین نیازهایمشتریان در زمانهای مقرر، هستند. به‌هر حال، انجام وظایف محولشده به مدیران مشکلات زیادی دارد، زیرا فرایند کارهابه‌گونه‌ای است که پاسخگویی به تقاضای مشتریانهمواره مستلزم فداکردن منابع در دسترس است. در این راستا، ارتقایسطح خواسته‌ها و انتظارات برخی از مشتریان، مصرف منابع را افزایشمی‌دهد و مشکلات کار مدیران را دوچندان می‌کند. بنابراینآنان باید به‌منظور دستیابی به هدفهای تعیین‌شده،نه‌فقط روی تخصیص منابع بلکه دربارة تخصیص منطقی و بهینهآنها، دقت لازم را به‌عمل آورند.

در دنیایامروز، مدیران مسئول و پیشتاز، همواره تلاش می‌کنند از نظارتدقیق و ارزیابی عینی بر وظایف خود اطمینانلازم را به‌دست آورند تا در برابر موضوعات پیش‌روی خود نیرومندو مسلط باقی بمانند و کارهای خود را درست و بموقع انجام دهند.بنابراین، آنان هیچ‌گاه نباید در بهره‌گیری ازخدمات کارشناسان و متخصصان خارج از سازمان خود برای تعیینمشکلات و ارائه راه‌حل آن تردید داشته باشند تا با استفاده از اینخدمات به موفقیتهای روزافزون‌تری دست یابند.

نظر به‌اینکهمدیران واحدهای اقتصادی با موضوع حسابرسی صورتهایمالی آشنایی دارند در این مقاله تلاش شده است پس از تعریفو مقایسه حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی عملیاتی،دلایل تأکید بر حسابرسی عملیاتی و سئوالاتیکه احتمالاً در رابطه با حسابرسی عملیاتی وجود دارد مورد بحثو بررسی قرار گیرد.

 

حسابرسیعملیاتی

تعریف

حسابرسیعملیاتی عبارت است از فرایند منظم و روشمند ارزیابیاثربخشی1، کارایی2 و صرفه‌اقتصادی3 عملیات سازمانو گزارش نتایج ارزیابی، همراه با پیشنهادهای عملیبه اشخاص ذیصلاح برای بهبود عملیات.

الف‌ـ اثربخشیعبارت است از میزان دستیابی به هدفها.

ب‌ـ کاراییعبارت است از نسبت نتایج به‌دست آمده از عملیات (ستانده) به منابعمصرف‌شده (داده). عملیات کارا، عملیاتی است که با استفاده ازروشهای بهینه، حداکثر بازده (ستانده) را با صرف حداقل منابع (داده)تامین کند.

ج‌ـ صرفه‌اقتصادیعبارت است از تلاش در جهت حداقل کردن هزینه تحصیل و استفاده ازمنابع سازمان با حفظ کیفیت مناسب.

 

هدفهایحسابرسی عملیاتی

الف‌ـ ارزیابیعملکرد در مقایسه با هدفهای تعیین شده به‌وسیلهمدیریت و یا سایر معیارهای سنجش مناسب.

به‌منظور اطمینان‌یافتناز اثربخشی، کارایی و صرفه‌اقتصادی عملیات، سیستمهایبرنامه‌ریزی و کنترل مدیریت از نظر طراحی و اجراارزیابی می‌شود. این امر از جمله، موارد زیر رادربر می‌گیرد:

* اطمینان‌یافتناز وجود و به‌کارگیری معیارهای مناسب برای ارزیابیعملیات. این معیارها معمولاً به‌وسیله مدیریتیا سایر مراجع ذیصلاح تعیین می‌شود،

* اطمینان‌یافتناز تأکید بر رضایت مشتریان و استفاده‌کنندگان (درون‌سازمانیو برون‌سازمانی) خدمات و محصولات،

* اطمینان‌یافتناز جامع و منسجم بودن سیستمهای اطلاعاتی و عملیاتیسازمان (شامل برنامه‌ها، خط‌مشی‌ها، روشها و راه‌کارها) و درک آنها از سویکلیه سطوح عملیاتی،

* اطمینان‌یافتناز پیش‌بینی و به‌کارگیری سیستم ارزیابیو بازخور مناسب در سازمان،

* اطمینان‌یافتناز اتکا به گزارشهای عملیاتی به‌عنوان یکی ازمبانی اصلی تصمیم‌گیری مدیریت.

ب‌ـ شناساییفرصتهای بهبود عملیات از نظر اثربخشی، کارایی وصرفه‌اقتصادی، شامل:

* تشخیصتواناییها و فرصت‌های بالقوه (ازجمله در حوزه‌های نیرویانسانی، فناوری، ظرفیتهای بلااستفاده، شیوه‌هایتامین مالی و بازاریابی و...)،

* شناساییمخاطرات محتمل با اهمیت.

ج‌ـ ارائه پیشنهادبرای بهبود عملیات یا انجام اقدامات و رسیدگیهایبیشتر.

 

مزایایحسابرسی عملیاتی

* شناساییآن دسته از هدفها، سیاستها و روشهای سازمان که تاکنون تعریف‌نشدهباقی‌مانده است،

* شناساییمعیارهای ارزیابی عملیات با توجه به هدفهایسازمان،

* ارزیابیمستقل و بیطرفانه عملیات،

* ارزیابیمیزان رعایت هدفها، سیاستها، روشهای سازمان و یاقوانین و مقررات مربوط،

* ارزیابیاثربخشی سیستمهای برنامه‌ریزی و کنترل مدیریت(شامل سیستمهای اطلاعات)،

* ارزیابیکیفیت گزارشهای مدیریت از نظر قابل اعتماد ومربوط بودن،

* شناساییمحدودیتها (فعلی و بالقوه)، اشکالات، نقاط ضعف و عوامل ایجادآنها،

* شناساییتواناییها و فرصتهای بالقوه به‌منظور بهبود سوداوری،افزایش درامدها و کاهش هزینه‌ها،

* شناسایینارساییهای ساختار سازمانی (شامل ارتباطات درون‌سازمانی)،

* شناساییراهکارهای جایگزین.

 

حسابرسیصورتهای مالی

تعریف

منظور از حسابرسیصورتهای مالی، رسیدگی‌به صورتهای مالی یکواحد تجاری به‌وسیله یک موسسه حسابرسی است. ایننوع حسابرسی عبارت از بازرسی جستجوگرانه مدارک حسابداری و سایرشواهد زیربنای صورتهای مالی است. حسابرسان مستقل از راهکسب آگاهی از سیستم کنترل داخلی و بازرسی مدارک، مشاهدهداراییها، پرسش از داخل و خارج واحد اقتصادی و اجرایروشهای رسیدگی، شواهد لازم را برای تعیین اینکهصورتهای مالی، تصویری مطلوب از وضعیت مالیشرکت و فعالیتهای آن در طول دوره مورد رسیدگی ارائه می‌کندیا خیر، گرداوری می‌کنند.

 

هدفهایحسابرسی صورتهای مالی

هما‌‌نطور که دربخش 20 استانداردهای حسابرسی با عنوان «هدف و اصول کلی حسابرسیصورتهای مالی» بیان شده، "هدف حسابرسی صورتهایمالی این است که حسابرس مستقل بتواند درباره این که صورتهایمالی مزبور از تمام جنبه‌های بااهمیت طبق استانداردهایحسابداری تهیه شده است یا خیر، اظهارنظر کند"(بند2). اگر چه اظهارنظر حسابرس، اعتبار صورتهای مالی را افزایشمی‌دهد، اما نمی‌تواند در حکم تضمین ادامه فعالیت واحدمورد رسیدگی یا تاییدی بر کاراییو اثربخشی آن تلقی شود (بند3).

حسابرس مستقل بایدحسابرسی را بر طبق استانداردهای حسابرسی انجام دهد (بند5). اوباید روشهای لازم برای انجام حسابرسی منطبق بااستانداردهای حسابرسی را براساس الزامات مقرر در استانداردهایحسابرسی، قوانین و مقررات و در موارد مقتضی، شرایطقرارداد حسابرسی و الزامات خاص گزارشگری تعیین کند(بند7).

در فرایندانجام حسابرسی صورتهای مالی، مسئولیت تهیه و تأییدو ارائه صورتهای مالی با مدیریت واحد مورد رسیدگیاست در حالی‌که مسئولیت حسابرس مستقل، تنها اظهارنظر درباره آنهاست.حسابرسی صورتهای مالی، مسئولیت مدیریت رانسبت به آن صورتهای مالی رفع نمی‌کند (بند 12).

 

مزایایحسابرسی صورتهای مالی

گزارشگریمالی در واحدهای تجاری، بازتاب نیازهای اطلاعاتیو انتظارات گروههای استفاده‌کننده از صورتهای مالی مانند سرمایه‌گذاران،اعتباردهندگان، دولت و مدیران است که برای تصمیم‌گیریهایدرست و بجای اقتصادی، برنامه‌ریزی، اعمال نظارت وپاسخگویی، به این اطلاعات نیاز دارند. مجموعه صورتهایمالی شامل ترازنامه، صورت سود و زیان و سود و زیان جامع وصورت جریان وجوه نقد همراه با یادداشتهای توضیحیپیوست، جزء محوری گزارشهای مالی و عمده‌ترین وسیلهانتقال اطلاعات به خارج از واحد اقتصادی است. اطلاعات صورتهای مالی،زمانی برای استفاده‌کنندگان مفید و موثر است که از ویژگیهایکیفی لازم برخوردار باشد. یکی از ویژگیهایکیفی اطلاعات مالی، قابلیت اعتماد است. اطلاعات مالیهنگامی قابل اعتماد و اتکاست که آثار مالی معاملات و سایر رویدادهایمالی به‌گونه‌ای بی‌طرفانه اندازه‌گیری شود و نتایجاندازه‌گیریها معتبر و قابل تأیید مجدد باشد.

استفاده‌کنندگانصورتهای مالی هنگامی می‌توانند به صورتهای مالیاتکا کنند که شخصی مستقل، ذیصلاح و بیطرف نسبت به میزاناعتبار این اطلاعات، نظر حرفه‌ای ارائه کرده باشد. در سیستمهایاجتماعی- اقتصادی کنونی، وظیفه اظهارنظر نسبت به صورتهایمالی به حسابرسان مستقل واگذار شده است.

حسابرسان مستقلبا ایفای نقش اعتباردهی4 به اطلاعات مالی، دارایموقعیتی منحصر به‌فرد و بسیار اساسی در جامعه هستند.امروزه، صورتهای مالی حسابرسی شده، روش پذیرفته‌شده‌ایاست که واحدهای اقتصادی نتایج عملیات و وضعیت مالیخود را به‌وسیله آن گزارش می‌کنند و احتمال وجود اشتباهات تصادفی،تخطی از اصول حسابداری، تعصب ناآگاهانه و تحریف عمدی درصورتهای مالی حسابرسی نشده، موجب شده است که این صورتهافاقد قابلیت اتکای لازم باشند.

 

مقایسهحسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی عملیاتی

با استفاده ازمفاهیم حاکم بر حسابرسی عملیاتی می‌توان به بررسیتفاوتهای موجود میان حسابرسی مالی و حسابرسی عملیاتیپرداخت. با شناخت خدمات مختلف مشاوره و حسابرسی و استفاده مناسب از آنها می‌توانکاربرد خدمات حرفه‌ای، تخصصی، کارشناسی و مشاوره‌ای درواحد اقتصادی را تنوع بخشید.

دلایل تأکیدبر حسابرسی عملیاتی

فلسفه حسابرسیعملیاتی

به‌رغم مزیتهاییادشده برای حسابرسی صورتهای مالی، این نوعخدمات، تمام نیازهای مدیران واحدهای اقتصادی راتامین نمی‌کند. در این راستا، فعالیتهای انجامشده توسط حسابرسان مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و درموضوعهای زیر از این حسابرسان انتقاد شده است.

1ـ‌ تا سالهایمتمادی، توجه حسابرسان منحصر به موضوعات مالی بوده است که مستلزماعمال دقت بیشتر مدیران عمومی است.

2ـ نگرش حسابرسانمستقل در رسیدگی به تک‌تک معاملات و رویدادها موجب شده است کهآنان به‌جای توجه به نتایج عملیات، همواره معاملات و رویدادهارا به‌طور جداگانه مورد توجه قرار دهند،

3ـ از آنجا که حسابرسیصورتهای مالی همواره پس از انجام فعالیتها صورت می‌گیرد،بیشتر اوقات این امکان را به‌وجود نمی‌آورد که حسابرسانبتوانند موارد رعایت‌نشدن قوانین و اجرا نشدن قواعد کاربردیرا بموقع و به‌نحو مطلوب گزارش کنند.

حداقل در دو دههاخیر، پیشرفتهای اساسی زیادی در انواعخدمات حسابرسی به‌وجود آمده است و دیگر حسابرسیها، صرفاًمحدود به‌بررسی جداگانه معاملات مالی پس از زمان انجام آنها نیست.از جمله، در دنیای امروز، حسابرسان عملیاتی در هر زمانمی‌توانند موضوعهای عملیاتی سازمان را بخوبی بررسیکنند. آنان دارای نگرشی کلان به فعالیتهای حسابرسیهستند و نتایج فعالیت را مورد توجه قرار می‌دهند.

حسابرسان عملیاتیمی‌کوشند تا پس از انجام بررسیهای لازم، با ارائه پیشنهادهایعملی و سازنده درباره موارد ضعف مدیریت مشاهده و گزارش شده درگزارش حسابرسی عملیاتی، بهره‌وری عملکرد مدیریترا افزایش دهند. آنان برای دستیابی به هدفها و نتایج،نه‌تنها نقاط ضعف عملکردها، معایب و مشکلات موجود در سیستم وسازکارهای کنترلی و عملیاتی را تعیین می‌کنندبلکه توصیه‌هایی نیز برای اصلاح وضعیتموجود و رسیدن به یک وضعیت مطلوب پیشنهاد می‌کنند.

حسابرس عملیاتیهمواره دارای رهنمودهای لازم برای نقاط ضعف مربوط‌به عملکردمدیران است و به مدیران واحدهای اقتصادی کمک می‌کندتا برای غلبه بر مشکلات و مسائل خود، توصیه‌های لازم را به‌دستآورند و به این ترتیب، زمینه برای بهبود و بهسازیاجرای یک طرح، برنامه یا عملکرد سازمان و ارتقای کیفیتاجرای کارها هرچه بیشتر و بهتر فراهم شود.

دامنه فعالیتهایحسابرسی عملیاتی

دامنه گستردهحسابرسی عملیاتی، از عواملی است که آن را برای هردو گروه مهم جامعه یعنی نمایندگان مجلس و مدیران واحدهایتجاری بیش از پیش با اهمیت و معنیدار کرده است.اگرچه دامنه حسابرسی عملیاتی صرفاً به بررسی عملیاتمالی محدود نمی‌شود و در آن، موضوعهای مختلفی از مدیریتمنابع انسانی تا سیستم اطلاعات مدیریت، مدیریتقراردادهای واحد تجاری، فعالیتهای تحقیق و توسعهبرای تولید محصول، تولید یا بازاریابی موردتجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و حتی جنبه‌هایکمی و کیفی خدمات ارائه شده و میزان رضایت مشتریاننیز ارزیابی می‌شود، اما معمولاً در حسابرسی عملیاتی،روی بررسی سیستم کنترلهای داخلی و سیستمهایعمده و اصلی تاکید می‌شود و گستره‌ای به‌عنوان دامنهکار حسابرسی عملیاتی تعیین می‌شود که برایدستیابی به هدفها و مقاصد سازمانی مفید باشد.

روش‌شناسیحسابرسی عملیاتی

حسابرسیعملیاتی دارای فرایندی منظم و سیستماتیکاست و شامل مراحل انتخاب موضوعهای حسابرسی، زمانبندیهایحسابرسی، زمینه‌های حسابرسی، رویکرد حسابرسی،معیار حسابرسی، گزارش موضوعات با اهمیت بالقوه و تهیهگزارش بررسی مقدماتی است. روش‌شناسی حسابرسی عملیاتیبه‌گونه‌ای است که در هر مرحله آن باید آرا و نظرات مدیریتواحد مورد رسیدگی دریافت و موضوعات پس از بحث و مذاکره با مدیرانارائه شود.

روش‌شناسیحسابرسی عملیاتی مستلزم مراحل زیر است:

1ـ‌ انتخابموضوعهای حسابرسی عملیاتی: اینکه در انجام حسابرسی،صد درصد موضوعها، مورد رسیدگی قرار گیرد نه امکانپذیراست و نه مطلوب. بنابراین، موسسه‌های حسابرسی، کار انتخابموضوعهای حسابرسی عملیاتی را با توجه به عوامل زیرانجام می‌دهند:

* ارزشهایپولی درخور توجه،

* منابع انسانیدرخور توجه،

* مخاطرات ذاتیناشی از اشتباه، تقلب و استفاده نادرست مالی و استفاده نامطلوب ازمنابع،

* اهمیتاقتصادی یا اجتماعی موضوع،

* سطح بالایانتظارات عمومی یا نگرشهای منفی افراد جامعه به موضوع،

* مشاهدات وسایلارتباط جمعی، آرای نظریه‌پردازان، دیدگاههایکارشناسان و متخصصان یا امور مربوط به گروههای ذینفع خاص،

* مسائل شناخته‌شدهدر واحدهای تجاری،

* ماهیتخاص فعالیت، وظیفه، عملیات، موضوع، طرح، برنامه یا کلسازمان،

* ملاحظات مربوطبه دوره حسابرسی،

* آیادرخواست حسابرسی عملیاتی از سوی مدیران واحد تجاریارائه شده یا مستقیماً از مقامات مربوط دریافت شده است.

علاوه بر موضوعهایپیشگفته، در انتخاب موضوعهای حسابرسی، موارد زیر نیزمورد توجه قرار می‌گیرند:

* میزان پیچیدگیموضوع حسابرسی،

* وضعیتمنابع در دسترس واحد تجاری از لحاظ زمانی و پولی،

* توان و کیفیتو تجربه‌های حسابرس یا حسابرسان،

* در اختیارداشتن زمان کافی،

* میزاندسترسی به مدیریت واحد تجاری.

2ـ زمانبندیهایحسابرسی عملیاتی: حسابرسان عملیاتی برایشروع کار خود الزاماً نباید منتظر پایان فعالیت، وظیفه،عملیات، طرح یا برنامه بمانند. آنان ترجیحاً می‌توانندکار خود را در هر مرحله از فرایند فعالیتها شروع کنند. برنامه‌ریزی،اجرا یا عملیات حسابرسی عملیاتی در زمان انجامکارها و فعالیتها صورت می‌گیرد و حتی این امکان نیزوجود دارد که مدیریت در زمان مناسب، امکان اصلاح عملیات وانجام عمل درست را به‌دست آورد. این موضوع، موجب مفیدشدن هر چه بیشترحسابرسی عملیاتی می‌شود.

3ـ زمینه‌هایحسابرسی عملیاتی: طراحی و اجرای حسابرسیعملیاتی همواره از طریق انتخاب هدفهای خاص صورت می‌گیرد،زیرا این کار، موضوع را برای افراد ذینفع بسیارمعنیدارتر و مفیدتر می‌سازد. در این راستا، حسابرسانعملیاتی می‌توانند کارهای زیر را انجام دهند:

* ارزیابیسیستم کنترلهای داخلی و سیستمهای عمده و اصلی،

* بررسی سیستماطلاعاتی مدیریت و فرایند تصمیم‌گیری،

* اظهارنظردرباره مدیریت منابع‌انسانی و بهره‌وری کارکنان،

* تجزیه وتحلیل قراردادها و روشهای تدارک کالا و خدمات،

* تعیینمیزان انطباق موضوعها با مقررات و قواعد کاربردی،

* بررسی میزاناستفاده مطلوب از منابع بخصوص منابع مالی، با توجه به مقاصد و هدفهایسازمانی و سیاستهای دولتی،

* بررسی وتعیین میزان دستیابی واحد تجاری به هدفهایسازمانی تدوین‌شده،

* بررسی میزانخشنودی مشتریان گروه هدف،

* بررسی وشناسایی هرگونه هزینه‌های عمده و اساسی اضافیدر واحد تجاری و یافتن دلایل آن،

* شناساییهرگونه اتلاف زمان عمده و اساسی در واحد تجاری و دلایل آن.

بدیهیاست این فهرست، تمام موارد را نشان نمی‌دهد و ممکن است جنبه‌هایدیگری نیز وجود داشته باشد که به‌عنوان یکی از زمینه‌هایحسابرسی عملیاتی مورد بررسی حسابرسان عملیاتیقرار گیرد.

4ـ رویکردحسابرسی عملیاتی: رویکردهای مختلفی برایحسابرسی عملیاتی وجود دارد. این رویکردها به ماهیتفعالیت، وظیفه، عملیات، طرح، برنامه، سازمان یا موضوعانتخاب‌شده برای حسابرسی بستگی دارد. حسابرسان عملیاتیمی‌توانند با بررسی اسناد و مدارک نگهداری‌شده صاحب‌کار یامذاکره با افراد انتخاب شده در واحد مورد رسیدگی، کار خود را تکمیلکنند. حسابرس یا حسابرسان عملیاتی تمایل زیادیدارند که تعهدات واحد مورد رسیدگی را در ارائه خدمات بررسیکنند و به مصاحبه با مشتریان گروه هدف بپردازند. حسابرسان عملیاتیدرباره رویکردهای حسابرسی خود، اطمینان لازم را به مدیرانواحد مورد رسیدگی می‌دهند و از کمک آنان برای دسترسیهر چه بهتر به اطلاعات ورودی و خروجی، اسناد و مدارک و اشخاص مورد نیازبرای تکمیل حسابرسی عملیاتی استفاده می‌کنند.

5ـ معیارحسابرسی عملیاتی: در زمان مراجعه حسابرسان عملیاتیبرای ارزیابی عملکرد مدیریت یا واحدهایتجاری در بخش عمومی، لازم است مدیران از معیار حسابرسیمورد استفاده در طول حسابرسی آگاه باشند. این موضوع، به مدیریت،امکان می‌دهد که به ارتقای ارزشها بپردازد و عملیات حسابرسیعملیاتی نیز هر چه بیشتر عینی، بیطرفانهو مستدل شود و در نهایت یافته‌های حسابرسی دارایاعتبار بیشتری باشد. معیارهای زیر برخی ازمعیارهای اصلی است که در حسابرسی عملیاتیبرای تعیین معیارهای جدید مورد استفادهقرار می‌گیرد و درباره آن با صاحبکار مذاکره می‌شود:

* اسناد و مدارکاصلی و عمده مربوط به برنامه‌ریزی،

* مقررات و خط‌مشی‌هایدولتی،

* قواعد ومقررات و قوانین کاربردی،

* روشهایپذیرفته‌شده مدیریت5،

* اصول پذیرفته‌شدهحسابداری6،

* استانداردهایحسابرسی7،

* بیانیه‌هایتحقیقاتی دانشگاهی ارائه شده توسط مجامع حرفه‌ای،

* مجموعهاستانداردهای عملکرد تدوین شده توسط مدیریت واحد تجاری،

* مطالب علمیو پژوهشی موجود درباره موضوع و استانداردهای مورد استفاده حسابرسانعملیاتی،

* استانداردهایاستفاده شده در حسابرسی عملیاتی واحدهای تجاریمشابه،

* عملکرد گذشتهحسابرسی عملیاتی واحد تجاری، و

* مصاحبه باکارشناسان و متخصصان.

6ـ گزارش موضوعهایبااهمیت بالقوه: از آنجا که حسابرسان عملیاتی نمی‌توانندتمام جنبه‌های فعالیتهای مدیریت را مورد مطالعهقرار دهند، بنابراین، چارچوبی را برای موضوعهای بااهمیتبالقوه به‌وجود می‌آورند. موضوعهای بااهمیت بالقوه دارایویژگیهای زیر است:

* برای به‌دستآوردن ستانده و خروجی اصلی و عمده واحد تجاری حیاتیباشند،

* مربوط بهاستفاده از منابع اصلی واحد تجاری باشند،

* مربوط بهموضوعها و زمینه‌های پرمخاطره واحد تجاری باشند،

* مربوط بهموضوعهایی مانند اخلاق حرفه‌ای، تقلب یا تخلف باشند،

* در آن منافعدرخور ملاحظه‌ای برای قانونگذاران یا افراد جامعه وجود داشتهباشد،

* حذف، عدم افشاو تحریف آن موجب تصمیم‌گیری نادرست استفاده‌کنندگاناطلاعات شود،

* نشاندهندهموارد عدم انطباق کامل کارکردها با قوانین، مقررات یا دستورهایمربوط باشد،

* نشاندهندةخدمات ارائه شده از سوی مدیریت غیراقتصادی ویاناکارا باشند که موجب خشنودی مشتریان نشده است،

* افزایشهایعمده و اساسی در هزینه‌ها وجود داشته باشد،

* یافته‌هایحسابرسی منجر به اختصاص معقول و مستدل هزینه به دوره‌های زمانیشود.

7ـ تهیهگزارش بررسی مقدماتی: به‌طور عادی، حسابرسی عملیاتیدر تمام زمینه‌های عملیات یک واحد تجاری انجام نمی‌شودمگر اینکه صرف زمان برای انجام چنین‌کاری در زمان امکان‌سنجیحسابرسی پیش‌بینی شده باشد. گزارش بررسی مقدماتی8،نمونه‌ای از گزارش امکان‌سنجی حسابرسی عملیاتیاست و موضوعهای زیر را دربر می‌گیرد:

* نام و موقعیتطرح، برنامه یا واحد تجاری که حسابرسی عملیاتی می‌شود،

* پیشینهاطلاعاتی: تاریخچه، ماهیت، بخش، اهمیت و ویژگیهاو سایر عوامل عمده و اساسی که منجر به پذیرش اجرای طرح،برنامه، فعالیت، وظیفه، عملیات به‌وسیلة واحد تجاری‌شدهاست،

* مسئولان امورو متصدیان،

* جزئیاتطرح یا برنامه،

* دلایلانتخاب،

* هدف حسابرسیعملیاتی،

* دامنه فعالیت،

* نوع تجزیهو تحلیل اقتصادی و مالی انجام شده به‌وسیلة مدیریتیا برنامه‌ریزان،

* رویکردحسابرسی موردنظر،

* معیارحسابرسی،

* موضوعهایبا اهمیت بالقوه‌ای که گزارش می‌شود، و

* طرح حسابرسیتدوین شده شامل زمان، کارکنان و منابع مالی مورد نیاز برایتکمیل حسابرسی.

گزارش بررسیمقدماتی شامل موضوعهای متعددی است و در آن دیدگاههایحسابرسان عملیاتی در مورد انجام حسابرسی عملیاتیدر تمام زمینه‌های عملیاتی بیان می‌شود. به‌عبارتدیگر، در این گزارش، میزان امکانپذیری و مطلوبیتانجام حسابرسی عملیاتی در تمام زمینه‌های عملیاتینیز ارائه می‌شود.

8ـ پذیرش یاعدم‌پذیرش حسابرسی عملیاتی: تهیه و ارائه گزارشبررسی مقدماتی حسابرسی عملیاتی، امکان بررسیو تصمیم‌گیری درمورد پذیرش یا عدم پذیرشحسابرسی و نیز انجام حسابرسی عملیاتی را در تمامزمینه‌ها فراهم می‌کند. برخی از دلایل عدم پذیرشحسابرسی عملیاتی در تمام زمینه‌های عملیاتیبه‌شرح زیر است:

* اطلاعات دردسترس نباشد،

* زمانبندیهایحسابرسی عملیاتی نامناسب باشد،

* در دسترسیبه‌طرح مشکلات زیادی وجود داشته باشد،

* ایناحتمال باشد که حسابرسی با توجه به هزینه آن، کاراییلازم را نداشته باشد،

* مربوط بهحسابرسی مالی باشد،

* عملکرد سیستمهایکنترل داخلی مطلوب باشد و واحد تجاری به هدفهای خود دست یابد،

* نیروهایکیفی لازم و مناسب در اختیار نباشد، یا

* ایناحتمال وجود داشته باشد که تا پایان دوره عمل نتوان به برخی ازاسناد و شواهد حسابرسی دست یافت.

9ـ پذیرشحسابرسی عملیاتی در تمام زمینه‌های عملیاتی:در صورتی‌که انجام حسابرسی عملیاتی در تمام زمینه‌هایعملیاتی معقول و امکانپذیر باشد، گروه حسابرسی یاحسابرسان عملیاتی با استفاده از منابع موجود، اقدامات زیر رابه‌عمل می‌آورد:

* تدوینبرنامه حسابرسی عملیاتی با همکاری و همراهی مدیریتواحد تجاری،

* تدوینپرسشنامه‌های لازم،

* مصاحبه باکارشناسان و کارکنان مربوط،

* بررسیدقیق اسناد و مدارک،

* اعتبارسنجیسیستمها، کنترلها و عملیات عمده و اصلی،

* گرداوریاسناد و اطلاعات ضروری،

* بازدیداز مکان مورد حسابرسی،

* صحبت با گروههدف،

* انجام تجزیهو تحلیل‌های مختلف مالی و آماری،

* بررسیمدیریت منابع‌انسانی، سیستم اطلاعات مدیریت،مدیریت تدارکات، قرارداد و موجودی کالا، سطوح تولید، کیفیتخدمات ارائه شده و میزان رضایت مشتریان.

حسابرسان عملیاتیبرمبنای این بحثها، گفتگوها، مشاهده‌ها، مصاحبه‌ها با گروههایهدف، و نتایج تجزیه و تحلیل‌های مالی، غیرمالیو آماری، آرای خود را جمعبندی و نتیجه‌گیریمی‌کنند. سپس یافته‌های خود را با هم ترکیب و به‌شکلنهایی در می‌آورند.

10ـ درخواستهایصاحبکار در گزارش حسابرسی عملیاتی: پیشنویس گزارشحسابرسی عملیاتی تهیه شده توسط حسابرسان عملیاتیبرای تصویب مدیریت صاحبکار ارائه می‌شود و درصورتی‌کهگزارش حسابرسی عملیاتی حاوی زمینه‌های اصلیحسابرسی عملیاتی و درخواستهای صاحب‌کار نباشد برایانجام اصلاحات لازم بازگردانده می‌شود. به‌عبارت دیگر، یاگزارش حسابرسی عملیاتی مورد پذیرش و تصویب مدیریتصاحب‌کار قرار می‌گیرد و یا برای تامین درخواستهایصاحب‌کار و بحث و گفتگو فرستاده می‌شود. به‌طور کلی، صاحبکار امکانو فرصت معقولی را برای نشان‌دادن واکنش رسمی به یافته‌هایدرج‌شده در گزارش حسابرسی عملیاتی و پیشنهادهایبعدی ارائه شده توسط حسابرسان عملیاتی، در اختیار دارد.

11ـ نهایی‌کردنگزارش حسابرسی عملیاتی: پس از دریافت درخواستهایمدیریت صاحبکار، موضوعهای مطرح‌شده به‌دقت مورد بررسیقرار می‌گیرد و درصورت لزوم گزارش حسابرسی قبل از ارائه آن بهمقامات ذیربط تعدیل می‌شود. همچنین درخواستهایمکتوب مدیریت صاحبکار بخشی از گزارش حسابرسی را تشکیلمی‌دهد تا به این وسیله قبل از مطالعه گزارش به‌وسیلهمقامات ذیربط، دیدگاههای مدیریت روی یافته‌هایحسابرسی عملیاتی منعکس‌شده باشد. اگر مدیریت صاحب‌کارهیچ واکنشی به موضوعهای مطرح‌شده در گزارش حسابرسینداشته باشد، حسابرس عملیاتی دربارة نهایی‌کردن و ارسالگزارش اقدام می‌کند.

 

سئوالهایمربوط به حسابرسی عملیاتی

همواره سئوالاتمختلفی در رابطه با حسابرسی عملیاتی مطرح می‌شودکه برخی از مهمترین آنها به‌شرح زیر است:

سئوال1: آیاحسابرسی عملیاتی باید به‌وسیله فرد یاموسسه‌ای جدا از موسسه حسابرسی ارائه‌دهنده خدمات حسابرسیمستقل صورت گیرد؟

جواب: خیر،خدمات حسابرسی عملیاتی را می‌توان از فرد یاموسسه ارائه‌دهنده خدمات حسابرسی صورتهای مالی دریافتکرد.

 

سئوال2: آیابرای هر طرح، برنامه یا سازمانی، حسابرسی عملیاتیانجام می‌شود؟

جواب: خیر،افراد یا موسسه‌های ارائه‌کننده حسابرسی عملیاتیبه بررسی و انتخاب موضوع و حسابرسی آن می‌پردازند.

 

سئوال3: آیاحسابرسی عملیاتی، تمام زمینه‌های عملیات یکسازمان یا واحد تجاری را شامل می‌شود؟

جواب: اینموضوع به گستردگی دامنه حسابرسی عملیاتی بستگیدارد. در شرایط عادی، همواره زمینه‌های اصلی وعمده به‌عنوان دامنه حسابرسی عملیاتی انتخاب می‌شوند.

 

سئوال4: آیاانجام حسابرسی عملیاتی، جنبه قانونی دارد و به‌طورمستمر انجام می‌شود؟

جواب: خیر،ارائه این خدمات به‌صورت موردی و براساس درخواست مدیریتواحدهای تجاری از حسابرسان عملیاتی صورت می‌گیرد.

 

سئوال5: آیاحسابرسی صورتهای مالی، موضوعی اصلی و حسابرسیعملیاتی، موضوعی فرعی است؟

جواب: خیر،حسابرسی صورتهای مالی با تاکید روی اطلاعات مالیو حسابرسی عملیاتی با تأکید بر عملیات واحد تجاریاست و مکمل یکدیگرند.

 

سئوال6: آیاحسابرسی مالی و حسابرسی عملیاتی باید به‌طورجداگانه انجام شوند؟

جواب: معمولاًحسابرسی عملیاتی به‌طور جداگانه انجام می‌شود. اما هیچمحدودیتی برای ترکیب آن با حسابرسی مالیوجود ندارد.

 

سئوال7: آیاحسابرسی عملیاتی یک طرح، تنها پس از پایان آنصورت می‌گیرد؟

جواب: حسابرسانعملیاتی می‌توانند کار خود را در هر مرحله‌ای از انجامکار مانند برنامه‌ریزی، اجرا و یا انجام عملیات انجامدهند.

 

سئوال8: حسابرسانعملیاتی چگونه عملکرد یک واحد تجاری را ارزیابیمی‌کنند؟

جواب: حسابرسانعملیاتی، عملکرد یک واحد تجاری را با استفاده از معیارهایحسابرسی عملیاتی ارزیابی می‌کنند. اینمعیارها براساس خط‌مشی‌های دولت، قواعد کاربردی، ضوابطحرفه‌ای و تخصصی، روشهای پذیرفته‌شده مدیریت،اصول پذیرفته‌شده حسابداری، استانداردهای حسابرسی، معیارهایموجود در بخشهای مختلف واحدهای تجاری و معیارهایبه‌کار رفته توسط سایر مجامع حرفه‌ای تعیین و مورداستفاده قرار می‌گیرند.

 

سئوال9: آیاحسابرس عملیاتی در رابطه با معیارهای حسابرسی بهبحث و مذاکره با مدیریت صاحب‌کار می‌پردازد؟

جواب: بله،حسابرس یا حسابرسان عملیاتی، معیارهای حسابرسیمورد نظر خود را با مدیریت صاحبکار به بحث و بررسی می‌گذارندو تلاش می‌کنند با آنان به توافق نهایی در مورد معیارهادست یابند.

 

سئوال10: ویژگیهاییک حسابرس عملیاتی چیست؟

جواب: حسابرسیعملیاتی به‌وسیلة افرادی انجام می‌شود که درموضوعهای مختلفی مانند مدیریت، مدیریت تولیدو عملیات، حسابداری، حسابرسی، مدیریت مالی،آمار و رایانه آموزش دیده‌اند.

 

سئوال11: آیاحسابرسان عملیاتی با مدیران سطوح بالاتر نیز به همکنشیمی‌پردازند؟

جواب: بله،حسابرسان عملیاتی باید با مدیریت سطوح بالاترصاحبکار برای یافتن جوابهای سئوالات خود و روشن شدن مواردابهام، به همکنشی بپردازند.

 

سئوال12: آیاحسابرسان عملیاتی درباره گزارش حسابرسی عملیاتیبا مدیریت بحث و گفتگو می‌کنند؟

جواب: بله، متناولیه گزارش حسابرسی عملیاتی برای مدیریتصاحبکار ارسال می‌شود تا پس از دریافت نظرات مدیریت وانجام بحث و گفتگوهای لازم و نهایی شدن گزارش برایمقامات مربوط ارسال شود.

 

سئوال13: آیاحسابرسان عملیاتی، دیدگاههای مدیریت را درگزارش خود منعکس می‌کنند؟

جواب: بله، پیشنهادهایمدیریت صاحبکار در مورد یافته‌های حسابرس عملیاتی،در گزارش حسابرسی عملیاتی انعکاس می‌یابد.

 

سئوال14: آیابرای مدیریت صاحبکار الزامی است که طبق توصیه‌هاو پیشنهادهای حسابرس عملیاتی عمل کند؟

جواب: مدیریتصاحبکار در عمل‌کردن یا نکردن به توصیه‌ها و پیشنهادهایحسابرسی عملیاتی آزادی عمل دارد. اما طبق مصوبات کمیتهحسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی، آخرین مرحله فرایندکلی حسابرسی عملیاتی پیگیری است وهدف از پیگیری، شناسایی واکنشهای مدیریتدر مقابل پیشنهادهای ارائه شده و ارزیابی نتایج اینواکنشها به‌منظور استفاده از بازخورد حاصل از آن است. این مرحله معمولاًهنگامی به‌وسیله حسابرس عملیاتی انجام می‌شود کهموضوع در قرارداد پیش‌بینی شده باشد.

 

سئوال15: آیاصاحبکاران می‌توانند قبل از دریافت گزارش حسابرسی عملیاتی،توصیه‌ها و پیشنهادهای حسابرسان عملیاتی را مورداستفاده قرار دهند؟

جواب: بله، عملبه توصیه‌های حسابرسان عملیاتی ممکن است قبل از ارائهگزارش نیز انجام شود.

 

انتظاراتحسابرسان عملیاتی از مدیریت

حسابرسان عملیاتیاز مدیریت صاحبکار انتظارات زیادی ندارند. آنان معمولاًانتظار دارند که:

* تامیناطلاعات، اسناد و مدارک مورد نیاز به سهولت انجام شود،

* مدیریت،تسهیلات لازم برای دیدن بخشها و قسمتهای مختلف سازمانرا برای آنان فراهم سازد،

* از آنجا کهحسابرسان عملیاتی باید پی در پی به بحث و گفتگوبا اشخاص مختلف بپردازند، انتظار دارند مدیریت از کلیهکارکنان در سطوح مختلف واحد تجاری بخواهد که همکاریهای لازمرا با حسابرسان عملیاتی به‌عمل آورند، و

* درمورد تامینمحل مناسب برای استقرار حسابرسان عملیاتی، تسهیلات لازمرا فراهم کند.

 

خلاصه

در دنیایامروز مدیران پیشتاز همواره می‌کوشند از نظارت دقیق وارزیابی عینی وظایف خود اطمینان لازم را به‌دستآورند. آنان همراه با استفاده از ابزارهای موجود، از خدمات کارشناسان ومتخصصان برای تعیین راهکارهای مناسب برای حلمشکلات خود استفاده می‌کنند. حسابرسان عملیاتی، با ارزیابیعملکردهای واحد تجاری، شناسایی فرصتهای بهبود عملیاتیو ارائه پیشنهادهای عملی و سازنده می‌توانند نقش موثریدر این زمینه ایفا کنند. آنان تجربه‌های سودمندیبرای مدیریت در اختیار دارند و استفاده از خدمات آنها می‌تواندضمن تقویت جنبه‌های مثبت مدیریت، منجربه دریافتتوصیه‌ها و پیشنهادهایی برای حل مسائل، غلبه برمشکلات و بهبود کیفیت اداره واحدهای تجاری شود.

 

منابع:

1- Departmentof the Auditor General of Pakistan, Performance Audit Guidelines, Book 1, Introduction on Performance Audit, Annex 2, Performance Auditing: a Tool for Accountability and AnAssistance to Management, 1993

2- کمیتهحسابرسی عملیاتی سازمان حسابرسی، مصوبات کمیتهحسابرسی عملیاتی، آشنایی با حسابرسی عملیاتی،فصلنامه حسابرس، سال سوم، شماره 10، بهار 1380، ص‌ص 102ـ 96

3- کمیتهفنی سازمان حسابرسی، استانداردهای حسابرسی، سازمانحسابرسی، نشریه شماره 124، چاپ دوم، 1379

4- میگزوالتربی و همکاران، اصول حسابرسی جلد اول، مترجمان: عباس ارباب‌سلیمانیو محمود نظری، سازمان حسابرسی، مرکز تحقیقات تخصصیحسابداری و حسابرسی، نشریه شماره 87، چاپ هشتم، 1380

 

پانوشتها:

1- Effectiveness

2- Efficiency

3- Economy

4- AttestFunction

5 - GenerallyAccepted Management Practices (GAMP

6- GenerallyAccepted Accounting Practices (GAAP)

7- GenerallyAccepted Auditing Standards (GAAS)

8- PreliminarySurvey Report (PSR)

 

منبع:فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
پنج شنبه بیست و نهم 6 1386
بررسی آیین‌نامه موضوع بند 11 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم

بررسی آیین‌نامهموضوع بند 11 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم

 

ماده 148 قانونمالیاتهای مستقیم (اصلاح شده در 27/11/1380) هزینه‌هایحائز شرایط در ماده 147 (هزینه‌های قابل‌قبول) را مشخص کردهاست. بند 11 ماده 148 شرایط زیر را برای قبول ذخیرهمطالبات مشکوک‌الوصول تعیین کرده است:

"ذخیرهمطالباتی که وصول آن مشکوک باشد مشروط بر این که:

اولاً: مربوطبه فعالیت مؤسسه باشد،

ثانیاً: احتمالغالب برای لاوصول ماندن آن موجود باشد،

ثالثاً: دردفاتر مؤسسه به‌حساب مخصوص منظور شده باشد، تا زمانی که طلب وصول گردد یالاوصول بودن آن محقق شود."

در انتهایاین بند آمده است: "آیین‌نامه مربوط به این بند به‌پیشنهادسازمان امور مالیاتی کشور به‌تصویب وزیر امور اقتصادیو دارایی می‌رسد".

اصولاً نیتو غرض از تدوین آیین‌نامه برای موادی از قوانیندر راستای تعریف و تشریح مواردی است که درج آن در متنقانون به‌دلایلی از جمله موارد زیر، باوجود تشخیص لزومآن مقدور نباشد:

* تفصیلبیش از اندازه قانون،

* انحرافقانون از نیت اصلی و درگیرشدن در مسائل جزئی،

* لزومتغییر بعضی از موارد موردنظر قانون با توجه به شرایطزمان و مکان.

به‌همینعلت عموماً در موقع تنظیم قوانین، پیش‌بینی چنینآیین‌نامه‌هایی در متن قانون گنجانده می‌شود. باوجود اصل کلی بالا تطبیق مفاد بند 11 ماده 148 قانون مالیاتهایمستقیم با متن آیین‌نامه مورخ 7/7/1381 حاکی است که آیین‌نامهمزبور نه‌تنها هیچ یک از ابهامات موجود در متن قانون را رفع نکردهبلکه به‌دلیل تکالیف اجرایی غیرمتداول و غیرمتعارفبه مشکلات مربوطه افزوده است به‌طوری‌که به‌نظر می‌رسد منظور از آنغیرقابل استفاده کردن مجوزهای موردنظر قانونگذار در پذیرش هزینه‌هایمربوط است.

به‌طوری‌کهدر مفاد آیین‌نامه صادر شده درمورد سه شرط اصلی پیش‌بینیشده در قانون به‌شرح زیر:

* فعالیتموسسه و طرز تمیز آن از سایر عملیات موجد طلب،

* منظوراز احتمال غالب و شرایط تحقق آن،

* چگونگیتشخیص تحقق لاوصول بودن طلب،

به‌جز تفصیلعبارتی چیزی برای رفع ابهام و روشن شدن جملات قابل تفسیردربر ندارد.

جالبتر آنکه سایربندهای مذکور در آیین‌نامه به‌شرح زیر موجب ایجادابهامات و مشکلات اجرایی بیشتر شده است:

الف) مفادبند 2 آیین‌نامه در مورد «تعیین میزان ذخیرهمطالبات مشکوک‌الوصول برای هریک از بدهکاران به‌صورت جداگانه» شایدبرای موسسه‌های کوچک و نوبنیاد با تعداد معدود مطالبات مشکوک‌الوصولقابل اجرا باشد، ولی در مورد موسسه‌های بزرگ، بخصوص بانکها و موسسه‌هایمشابه غیرقابل اجر‌است. طبق روشهای متداول حسابداری، برایجمع مانده گروههای مطالبات معوق با درنظر گرفتن زمان تعویق و وثیقه‌هایموجود، درصدی به‌عنوان ذخیره جبران زیان احتمالی عدموصول محاسبه و طی سالهای بعد نیز به‌همین طریقاقدام و درصورت لزوم میزان ذخیره موجود (محاسبه شده طی سالهایقبل) تعدیل می‌شود.

ب) بند4آیین‌نامه «مطالبات از کارمندان، مدیران، سهامداران یاشرکا و شرکتهای تابعه» را از شمول مقررات این آیین‌نامهخارج دانسته است. در حالی‌که اولاً‌، چنین حکم عامی به‌طور مطلقمغایر نظر قانونگذار است مگر آنکه اثبات شود که بدهی مربوط به‌فعالیتجاری موسسه نبوده باشد (مانند پرداختهای خارج از روال عادیفعالیت مثل علی‌الحساب و قرض‌الحسنه) و این در حالی استکه:

اولاً،طبق عرف موجود (که عموماً ناشی از ضعف سیستم بانکی در اعطایوام به اشخاص و کارکنان شرکتهاست) موسسه‌ها اعم از دولتی و خصوصیناگزیر به تامین نیازهای مالی کارکنان خود (اعماز مدیر و کارمند) هستند و طبعاً در شرایطی ممکن است وصول ایننوع مطالبات ناممکن شود.

ثانیاً‌،ممکن است بدهی شرکتهای تابع در روال عادی فعالیت موسسهایجاد شده و مشکوک‌الوصول شدن آن نیز به‌دلایلی مشابهسایر بدهکاران بوده باشد.

ثالثاً‌، مشخصنیست منظور از عبارت «در ارتباط با فعالیت موسسه» وجود ارتباط درتاریخ ایجاد طلب (تاریخ فعالیت منجر به ‌طلب) است یادر تاریخ سوخت شدن آن، چه هر کدام از شرایط بالا دارای دلایلو توجیهات متفاوت خواهند بود.

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
پنج شنبه بیست و نهم 6 1386
آشنایی با برخی مفاهیم اساسی حسابداری مدیریت - ارزیابی متوازن چارچوبی نوین برای اندازه‌گیری عملکرد شرکتها

آشنایی با برخیمفاهیم اساسی حسابداری مدیریت - ارزیابیمتوازن چارچوبی نوین برای اندازه‌گیری عملکرد شرکتها

نادر خدری

 

مقدمه

در حالی‌کهچارچوب گزارشگری مالی تاریخی با فراهم آوردن نوعییکنواختی منطقی در ارائه اطلاعات مالی هنوز هم از جایگاهخاصی برخوردار است، اما در امر ارزیابی ارزش واقعیشرکتها و اندازه‌گیری عملکرد آنها توفیق چندانی نداشتهاست. شاخصهای مالی تاریخی از انعکاس ظرفیت بالقوهشرکتها برای رشد و تعالی، انعطافپذیری و تواناییتطبیق با شرایط متغیر تجاری امروز ناتوان مانده‌اند.

تحقیقهایانجام‌شده طی دو دهه گذشته نشاندهنده تغییرهای بسیاریدر منابع اقتصادی شرکتها و عوامل موثر بر ارزیابی آنهاست. درتحقیقی که در سال 1982 در مورد شرکتهای بزرگ امریکاییانجام گرفت مشاهده شد که ارزش این شرکتها بیشتر وابسته به داراییهایمشهود همچون اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات بوده است. اما در تحقیقمشابهی که در سال 1992 توسط انستیتو بروکینگز (Brookings) انجام شد، چرخشی کلی دراین روند مشاهده گردید که نشان می‌داد تنها 38 درصد از ارزششرکتها وابسته به داراییهای مشهودشان بوده است. در سال 1998تحقیق انجام شده توسط پروفسور باروک لو (Baruch Lev) استاد مدرسه بازرگانی دانشگاهنیویورک، نشان داد که تنها 15 درصد ارزش شرکتها وابسته به داراییهایمشهود بوده و 85 درصد بقیة ارزش آنها وابسته به داراییهاینامشهودی بوده است که به‌وسیله روشها و تکنیکهای سنتیحسابداری شناسایی و گزارش نمی‌شوند .

معمولاً شرکتهایبزرگ هر ساله مبالغ هنگفتی را در زمینه‌هایی همچون تحقیقو توسعه، منابع انسانی و ایجاد نامهای تجاری سرمایه‌گذاریمی‌کنند که اغلب این مخارج، در دوره وقوع به‌عنوان هزینه ثبتمی‌شود و حتی اگر این مخارج موفقیت‌آمیز نیزباشد، بندرت به‌عنوان دارایی شناسایی می‌شوند.

در چنینشرایطی که بخش عمده‌ای از داراییهاینامشهود اندازه‌گیری و شناسایی نمی‌شود، چگونه مدیرانمی‌توانند از کنترل و اداره مناسب همه داراییهای شرکتاطمینان پیدا کنند؟ آیا مدیران همچنان‌که در مورد سرمایه‌گذاریهایانجام شده در داراییهای مشهود، به سهامداران خود پاسخگوهستند، نباید در مورد سرمایه‌گذاری در این‌گونه داراییهانیز پاسخگو باشند؟

به‌نظر می‌رسدبا توجه به تغییرات شدید محیطی، زمان آن فرا رسیدهاست که سیستمهای اندازه‌گیری و گزارشگری شرکتهااز پارامترهای سخت و خالص مالی فراتر روند و به سمت شناساییو ارائه اطلاعات در مورد داراییهای نامشهود و اندازه‌گیریعملکرد غیرمالی حرکت کنند.

 

روش و سیستمهایسنتی اندازه‌گیری عملکرد

سازمانها در رویاروییبا پدیده‌هایی چون رقابت جهانی و تغییراتسریع فناوری، به‌طور فزاینده‌ای بر بهبود روشهایاندازه‌گیری عملکرد سازمانی تاکید می‌کنند. سیستماندازه‌گیری یک شرکت، تاثیرات مهمی بر رفتارکارکنان آن شرکت به‌جا می‌گذارد. تاکید بیش از حد بر معیارهایکوتاه مدت برای سنجش عملکرد سازمان، همچون سودهای گزارش‌شده برایدوره‌های سه‌ماهه، در نهایت منجر به کاهش ارزش سازمان خواهد شد، زیرارفتار مدیران را به‌سمتی سوق می‌دهد که از سرمایه‌گذاریدر فرصتهایی که منافع درازمدت و پایدار برای سازمان به‌همراهدارد، بپرهیزند و عمدتاً هدفهای کوتاهمدت اما غیرمستمر رادنبال کنند. به‌عنوان مثال سرمایه‌گذاری در منابع انسانی ممکناست در کوتاهمدت باعث کاهش سود شود اما منافع بالقوه درازمدت و پایداریرا برای سازمان به‌همراه خواهد داشت.

رویکرد فعلیبرای سنجش عملکرد واحدهای تجاری عمدتاً مبتنی برسازوکارهای سنتی حسابداری مالی است که به‌دلیلمحدودیتهای ذاتی و عدم تناسب با شرایط نویناقتصادی در معرض انتقادات فراوانی قرار گرفته است، که از جمله آن می‌توانبه موارد زیر اشاره کرد:

• نبود تناسب وهماهنگی سیستمهای اندازه‌گیری با استراتژیهایسازمان،

• نبود انعطاف‌پذیریلازم برای تطبیق با شرایط متغیر محیطی،

• بی‌توجهیبه شاخصهای غیرمالی برای سنجش عملکرد،

• نادیدهگرفتن منابع جدید اقتصادی سازمان از قبیل سرمایه‌هایفکری و معنوی (مغزافزاری)،

• سودمند نبودندر پیش‌بینی عملکرد آینده سازمان، به‌دلیل ماهیتتاریخی و گذشته‌نگری سیستمهای فعلی اندازه‌گیری.

البته برایمقابله با کاستیها و مشکلات سیستمهای اندازه‌گیریمالی، تلاشهای درخور توجهی صورت گرفته است، به‌گونه‌ایکه در سالهای گذشته شاهد ظهور روشهایی همچون ارزش افزودهاقتصادی (EVA)،ارزش افزوده بازار (MVA)،تجزیه و تحلیل ارزش وسوداوری مشتری (CVA)، مدیریت کیفیتجامع (TQM)،هزینه‌یابی برمبنای فعالیت (ABC)، و مدیریت بر مبنایفعالیت (ABM)بوده‌ایم؛ اگر چه، روشهای مزبور نیز عمدتاً بریک جزء ازفرایند ارزش تاکید و بسیاری از عوامل اساسی و مهمرا نادیده می‌گیرند.

باوجود پیدایشاین روشهای نوین و ارزشمند، هنوز هم در بسیاری ازسازمانها، برای اندازه‌گیری عملکرد از یک ابزار قدیمی،یعنی بودجه‌های مالی استفاده می‌شود. تهیهبودجه، تعیین انحرافات از بودجه و تجزیه و تحلیل اینانحرافات، هنوز نزد بسیاری از مدیران و حسابداران از جایگاهویژه‌ای برخوردار است. در فرایند تدوین بودجه که ممکناست چندین ماه به‌طول انجامد، شاهد مشاجرات و مباحثات حسابداران، مدیرانو سرپرستان بخشهای مختلف سازمان هستیم، مدیرانی که برایآخرین ریالها، به چانه‌زنی‌ می‌پردازند تا شایدسهم بیشتری از بودجه سازمان را به‌خود اختصاص دهند. تا حدی کهاین مشاجرات و چانه‌زنی‌ها، نوعی تجارت درونگرایانه رادر فرهنگ شرکتها ایجاد کرده است.

فرایند تدوینبودجه آکنده از تشریفات اداری و پرهزینه است که چندینماه، منابع انسانی و مادی سازمان را به‌خود اختصاص می‌دهد؛فرایندی ایستا، که به‌جای ترویج روحیه خلاقیتو نواوری در سازمان، فعالیتهای کلیشه‌ای و تکراریرا تشویق می‌کند.

در چنینشرایطی چگونه می‌توان ارقام بودجه را برای ارزیابیکارایی عملیات جاری و پیش‌بینی روندآینده عملکرد سازمان، مورد استفاده قرار داد؟

 

رویکرد جدید

با توجه به نقاطضعف سیستمهای فعلی اندازه‌گیری، بسیاریاز سازمانهای پیشرو به طراحی و استقرار سیستمهاییاهتمام ورزیده‌اند که وظایف سازمانی را با اهداف استراتژیکپیوند داده و با ارائه مجموعه متوازنی از شاخصهای مالیو غیرمالی، فعالیتهای سازمان را به‌سمت خواست و نیازمشتریان هدایت می‌کند.

روش جدیدیکه این‌گونه شرکتها برای اجرای موفقیت‌آمیزاستراتژیهای خود به‌کار گرفته‌اند، روش ارزیابی متوازن نام دارد.

ارزیابیمتوازن روشی است که سازمانها به‌کمک آن می‌تواننداستراتژی تجاری‌شان را در قالب مجموعه‌ای از اهداف عملیاتی،به بخشهای مختلف سازمان منتقل کنند و از این طریق رفتار وعملکرد کل سازمان را متحول سازند.

ارزیابیمتوازن از یک سو یک مکانیزم برنامه‌ریزی است، زیرااهداف درازمدت سازمان را به اهداف و مطلوبهای فرعی‌تر تقسیم می‌کندو مراحل متوالی دستیابی به این مطلوبها را شناساییمی‌نماید. از سوی دیگر با طراحی و ایجاد معیارهاییبرای پیشبرد عملکرد و اندازه‌گیری آن، نقش کنترلیخود را ایفا می‌کند. در واقع در این روش، استراتژیسازمان به زبانی ترجمه و تبیین می‌شود که برای هریک از کارکنان درک‌شدنی است. از آنجایی‌که در اینرویکرد تلاش می‌شود تا بین مطلوبهای سازمان و معیارهایسنجش عملکرد، موازنه برقرار شود نام «ارزیابی متوازن» بر آنگذاشته شده است. به‌علاوه در این روش سعی می‌شود تا بیناهداف کوتاهمدت و درازمدت، بین نتایج حاصل از عملیات و معیارهاییکه عملکرد سازمان را به‌سمت آن نتایج هدایت می‌کنند، بیناندازه‌گیری عملکرد مالی و عملکرد غیرمالی و بینمنافع همه افراد ذینفع در سازمان موازنه و تعادل برقرار گردد.

محتوا و ماهیتاین روش را می‌توان در جملات کلیدی زیر خلاصه کرد:

• داشتن یکبینش مشترک در این‌باره که می‌خواهید کجا و چگونه باشید،

• وجود برنامه‌ایمشخص برای به‌دست آوردن آنچه می‌خواهید،

• وجود کارکنانیکه بخوبی از نقش خود در محقق ساختن بینش مشترک سازمان، آگاه باشند،

• تخصیص بهینهمنابع برای دستیابی به‌بینش مشترک سازمان،

• وجود سازمانیبا ساختار پویا که به‌طور مستمر درحال رشد و آموختن بوده و آموخته‌هایشرا درجهت اصلاح بینش مشترک سازمان و آرایش مجدد منابع خود به‌کار می‌گیرد.

همان‌گونه کهگفته شد ارزیابی متوازن روشی است برای توصیف و تبییناستراتژی یک سازمان، در قالب مطلوبها و اهدافی که می‌توانآنها را اندازه‌گیری کرد؛ اندازه‌گیری که تنها جنبه مالینداشته، بلکه تا حد زیادی از معیارهای غیرمالینیز برای ارزیابی و سنجش عملکرد استفاده می‌کند؛روشی‌که همچون یک آبشار مرحله به‌مرحله، در سرتاسر سازمان گسترش‌یافتهو مقاصد و هدفهای سازمانی را در تمامی سطوح، شفاف و درک‌پذیرمی‌سازد، به‌گونه‌ای که هر یک از کارکنان با آگاهی کاملاز نقش خود در سازمان، برای تحقق هر چه بهتر استراتژی سازمان، تلاشمی‌کند. در واقع یکی از عوامل کلیدی در اینرویکرد، تنظیم و هدایت رفتار و عملکرد کارکنان در مسیررسیدن به اهداف سازمان است که این مهم از طریق ترجمان استراتژیسازمان در قالب مجموعه‌ای از مطلوبها و معیارهای عملکرد، حاصلمی‌شود.

هدف نهایییک واحد انتفاعی، ایجاد ارزش برای مالکان آن است. امابرای رسیدن به این هدف نهایی، ابتدا بایدبه مطلوبها و هدفهایی فرعی‌تر دست یافت. هر کدام ازمطلوبهای سازمان، به معیارهایی برای هدایتو سنجش عملکرد نیاز دارند. معیارهای هدایت‌کنندهعملکرد، نشاندهنده اقدامات لازم برای دستیابی به مطلوبهاهستند. به‌عنوان مثال تعداد دوره‌های آموزشی کارکنان، معیاریاست برای هدایت عملکرد، به‌سمت مطلوب موردنظر، یعنیافزایش تواناییهای کارکنان برای ارائه خدمات بهمشتریان. افزایش این تواناییها نیز به نوبهخود رضایت مشتریان را در پی خواهد داشت.

در ارزیابیمتوازن، همه افراد و گروههایی که در سازمان ذینفعند و به‌نوعیدر موفقیت استراتژی آن مشارکت دارند به‌رسمیت شناخته می‌شوند.این افراد ذینفع شامل سهامداران، مشتریان، تامین‌کنندگانمواد و کالا، کارکنان و جامعه می‌شوند و مطلوبهای سازمان بایدمنافع این افراد و گروههای ذینفع را منعکس کند. لذا مطلوبهایمورد نظر هر یک از گروههای ذینفع از ابعاد مختلف به‌شرح زیرطبقه‌بندی می‌شود :

• بعد مالی،

• بعد مشتری،

• بعد فرایندداخلی سازمان،

• بعد آموزش ورشد.

این ابعادو مراحل متفاوت اما به‌هم پیوسته، زنجیره‌ای از اهداف علت ومعلولی را تشکیل می‌دهند و استراتژی سازمان را در قالبنقشه و طرحی استراتژیک توصیف می‌کنند.

 

 

مطلوبهایسازمان از بعد مالی

بعد مالیدر روش ارزیابی متوازن معرف مطلوبها و منافع سهامداران و مالکانسازمان است که همانا کسب بازده، برای سرمایه‌گذاریهای ایشانشمرده می‌شود. اگر چه معیارهای اندازه‌گیریعملکرد از این دیدگاه معمولاً مبتنی بر شاخصهای سوداوریهمچون سود عملیاتی، بازده داراییها و حاشیه سودمحصولات است، اما به معیارهای غیرمالی نیز توجهخاصی می‌شود. به‌عنوان مثال شرکتی که استراتژی رشد فعالو پویا را دنبال می‌کند، به‌جای اتکای صرف بر شاخصهایسنتی سوداوری به معیارهایی می‌اندیشدکه چندسویه بوده و با استراتژی سازمان هماهنگ باشند.

مطلوبهایسازمان از بعد مشتری در اقتصاد رقابتی امروز، افزایش ارزش یکشرکت، وابسته به توانایی آن در حفظ مشتریان کنونی و جذبمشتریان جدید است. لازمه این‌کار تشخیص صحیح وبموقع نیازهای مشتریان است. ارزیابی متوازن از دیدگاهمشتری، عمدتاً بر افزایش ارزش برای مشتریان تاکیددارد که این مهم می‌تواند از طریق تولید و عرضه محصولاتو خدمات بدیع، با کیفیت عالی و البته با حداقل بهایتمام شده حاصل شود.

جلب رضایتمشتریان و افزایش سهم بازار نمونه‌هایی از معیارهایعملکرد در این مرحله است.

 

مطلوبهایسازمان از بعد فرایند داخلی

از اینمنظر باید فرایندهای داخلی مهمی را که دارایبیشترین تاثیر بر ارزشهای موردنظر مشتریان است،شناسایی کرد. چالش اساسی این است که سازمان بایددر کدام فرایندهای داخلی برتری داشته باشد تا بتواند نیازهایمشتریان را براورده سازد.

در اینمرحله به زنجیره ارزش در سازمان توجه شده و به مسائلی همچون کاراییو کیفیت فرایند تولید پرداخته می‌شود. مدیریتکیفیت جامع، سیستم تولید بموقع (JIT) و مدیریت برمبنایفعالیت از جمله روشهایی است که در این مرحله مورداستفاده قرار می‌گیرد. در عین حال باید معیارهایدقیق و مشخصی نیز برای ارزیابی فرایندهایداخلی طراحی شود؛ معیارهایی که در برگیرندهعناصر سه‌گانه کیفیت، هزینه و زمان باشند، که از آن جمله می‌توانبه کاهش تعداد ضایعات و تحویل بموقع کالا اشاره کرد.

 

مطلوبهایسازمان از بعد آموزش و رشد

بدون آموزش و رشدمستمر هیچ سازمانی نمی‌تواند خود را با محیط متغیرجهانی تطبیق دهد. سازمانها برای موفقیت در اینامر باید به آموزش مستمر کارکنان همت بگمارند و تسهیلات و فناوریلازم را برای پاسخگویی به نیاز مشتریان در اختیارداشته باشند.

معیارهایعملکرد از این دیدگاه، مهارتها و ابزارهای لازم برایبهبود و توسعه فرایندهای داخلی را شناسایی می‌کند.شاخصهایی از قبیل سطح مهارت کارکنان، میزان آموزش و رضایتشغلی، توانایی شرکت برای برتری و تفوق در فرایندهایداخلی را ارزیابی می‌کنند.

 

ارتباطات متقابلبین ابعاد مختلف روش ارزیابی متوازن

هر یک ازمراحل متفاوت روش ارزیابی متوازن به‌طور مستقیم یا غیرمستقیمبا سایر مراحل و با استراتژی کلی سازمان در ارتباط و همکنشیاست. معمولاً بعد مالی نقطه آغاز فرایند ارزیابی متوازناست. پس، این فرایند به‌صورت یک آبشار در سرتاسر سازمان جریانیافته و در نهایت به مرحله آموزش و رشد ختم می‌شود و از اینجادوباره تسلسل روابط علت و معلولی در جهت مخالف آغاز می‌شود .در واقعاستراتژی سازمان نقطه آغازی است که مطلوبهای دیدگاه مالیرا ترسیم می‌کند. سازمان برای دستیابی به اینمطلوبها، باید به ارتباطاتش با مشتریان توجه کند. از این نظربه مشتریان، به‌عنوان یک شریک تجاری نگریسته می‌شودو باید در جستجوی راههایی برای افزایش ارزشایشان بود.

افزایشارزش مشتریان از کارایی و کیفیت عملیات وفرایندهای داخلی سازمان سرچشمه می‌گیرد؛ فرایندهاییکه بدون آموزش و رشد مستمر در سازمان نمی‌توانند به‌طور کارا و موثر اجراشوند. شناخت این‌گونه روابط علت و معلولی برای اجرایموفقیت‌آمیز روش ارزیابی متوازن بسیار اساسیو مهم است.

باوجود ظهور وگسترش روش ارزیابی متوازن در سالیان اخیر، هنوز بسیاریاز شرکتها برای به‌کارگیری موثر این روش با چالشهایمختلفی مواجهند. بسیاری از سیستمهای اطلاعاتیقدیمی برای پشتیبانی از این رویکردطراحی نشده‌اند. اطلاعات مالی حاصل از این سیستمها اغلبحاصل تجمیع مبادلات جداگانه است. هرکدام از سیستمهای جداگانهتولید و فروش، گزارشهای ویژة خود را تهیه می‌کنندو در چنین وضعیتی همبستگی و ارتباط بین داده‌هایمالی و داده‌های غیرمالی که کلید بسیاریاز روابط علت و معلولی در روش ارزیابی متوازن است، تقریباًناممکن می‌نماید.

با اینهمه، ظهور نسل جدیدی از نرم‌افزارهای مدیریتعملکرد، استفاده از روش ارزیابی متوازن را در بسیاری ازسازمانها امکانپذیر ساخته است. عصر جدیدی از تصمیم‌گیریهایمدیریتِ خردمندانه فرا رسیده است و اینک ما می‌توانیمدر اجرای برنامه‌های استراتژیک خود موفق باشیم و ارزشپایدار برای سازمانهایمان بیافرینیم.

 

منبع :

1- Nigel penny, MeasuringBusiness performance: A new Framework, Perspective, Quarterly Journal ofACCA, Hong Kong, Summer 2001

پانوشت :

[1]- Balanced Scorecard

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
دوشنبه بیست و ششم 6 1386
رابرت مارتین تروبلاد (1916 - 1974)

رابرت مارتین تروبلاد (1916- 1974)

پیشرو در روشهای آماریدر حسابداری و حسابرسی

 

رابرت مارتینتروبلاد (Robert Martin Trueblood) پسر ساموئل ئی (Samuel E.) و آیرن لارسن ( IreneLarsen) در چهارم ماه مة 1916 در کیندرد(Kindred) داکوتایشمالی (North Dakota)متولد شد. دوران دبیرستان را در همان شهر محل تولد خود در سال 1932 به پایانرساند و در سال 1937 موفق به اخذ درجة لیسانس با رتبه عالی ازدانشگاه مینه‌سوتا (Minnesota) گردید و در همان سال به مؤسسه بدمن، فینی وشرکا (Badman, Finny & Co.) پیوست. در سال 1942 طی جنگ جهانی دوم بهخدمت ارتش در آمد و مؤسسه بدمن، فینی را ترک کرد. در سال 1946 بهمؤسسه‌ای ملحق شد که بعدها با مؤسسه‌ای که با نام تاش‌راس و شرکا (ToucheRoss & Co.) مشهور شد ادغامگردید. یک سال بعد، در سال 1947، شریک این مؤسسه و درسال 1963 به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره آن انتخاب شد و تا زمانمرگش این سمت را حفظ کرد. در سال 1941 تروبلاد به‌عنوان حسابدار رسمیشهر ایلیونویز (Illinois) برگزیده شد. به‌پاس قدردانی از زحمات او در آزمونحسابداران رسمی در سال 1941 مدال نقره‌ای انجمن حسابداران رسمیامریکا (AICPA)به او اهدا گردید، همچنین از طرف جامعه حسابداران رسمی ایلینویزنیز مفتخر به دریافت مدال طلا گردید.

یکیاز شناخته‌ترین خدمات تروبلاد به حرفه، ریاست گروه تحقیقانجمن حسابداران رسمی امریکا (AICPA) بر روی هدفهای صورتهایمالی است که در سال 1973 منجر به انتشار گزارشی با عنوان «هدفهایصورتهای مالی » توسط این انجمن گردید که به «گزارشتروبلاد» معروف است. قبل از ریاست این گروه تحقیق، تروبلاد درکمیته‌های متعدد انجمن حسابداران رسمی امریکا فعالیتکرده بود. همچنین در هیئت اصول حسابداری (APB) فعال بود و ریاست انجمنحسابداران رسمی امریکا را نیز به‌عهده داشت. او همچنیننقش پیشرو را در گسترش استفاده حرفه از روشهای آماری، بهبودآموزش حسابداری، توجه به حسابداران رسمی و همچنین هدفها و تعریفگزارشگری مالی داشت.

همان‌طور که گفتهشد تروبلاد لیسانس خود را در علوم اداری با گرایش حسابداریبا درجه ممتاز از دانشگاه مینه‌سوتا دریافت داشت و سپس با یافتنشغلی در مؤسسه بدمن و فینی در شیکاگو، به اهمیتادامة تحصیلات رسمی و دنبال کردن تحصیلات در دانشگاههاینورت وسترن و لایولا (Northwestern & Loyola) پی برد. همزمان با تحصیلاتعالی، تروبلاد با هیئت علمی دانشگاه کارنگی ملون (CarnegieMellon) در یک تحقیقگروهی در ارتباط با کاربرد روشهای آماری در حسابداری وحسابرسی همکاری نزدیکی داشت. وی پس از تحصیلاتدانشگاهی ابتدا مروری بر ادبیات آماری کرد که در سال 1954منجر به انتشار یک کتابشناسی در همین ارتباط توسط او گردید.تروبلاد با تهیه کتاب «اطلاعات حیاتی» در سال 1954 به مواردمطالعاتی زیادی در حوزه‌های مختلف حسابداری وحسابرسی که نیازمند روشهای آماری بودند کمک رساند. کتاب«تحقیق و تمرین کاربردهای آمار در حسابداری، حسابرسیو مدیریت» در سال 1955 نیز در واقع خلاصه‌ای از هدفها ونتایج این موارد مطالعاتی تا سا ل1954 بود. کتاب «نمونه‌گیریآماری» در سال 1960 نیز مباحث عالی در ارتباط با روشهاینمونه‌گیری، صحت نمونه‌گیری، دقت آماری و قابلیتاتکا را ارائه و استفاده از آنها را در حسابداری و حسابرسی تشریحکرده است.

رهبریتروبلاد در معرفی روشهای آماری از نقش رهبری او درجامعه و حرفه منبعث می‌شد. تروبلاد عضو شورای شهر و همچنین کمیسیونِرئیس جمهور جانسون ( President Johnson''''''''sComission) در امور بودجه بود. از نظر حرفه‌اینیز او رئیس جامعه حسابداران رسمی پنسیلوانیا (Pennsylvania) و رئیس بخش پیتزبورگ (Pittsburgh) این جامعه بود. در انجمنحسابداران رسمی امریکا، تروبلاد رئیس کمیته نمونه‌گیریآماری، عضو کمیته هدفهای درازمدت و عضو شورای اداریبود. پس از یک دورة کوتاه فعالیت در هیئت اصول حسابداریبه‌عنوان رئیس انجمن حسابداران رسمی امریکا در سالهای 1965و 1966 انتخاب شد. او به‌عنوان رئیس گروه بین‌المللی مطالعاتحسابداری (AISG)فعالیت داشت و عضو کمیسیون دانستنیهای عمومی نیز بود.

پویایینقش رهبری تروبلاد در حرفه ریشه در گستردگی فوق‌العادة حوزه‌هایتحقیقاتی او در دانشگاه داشت. او در طول زندگی کاری خودسخنرانیها و مقالات متعددی از آینده و موفقیت آموزشحسابداری، هدفهای حسابداری مالی و تعریف حسابداریمالی ارائه کرد.

تجربه‌هایتروبلاد در حرفه و همچنین انجام تحقیقات متعدد موجب شد که او تحتتاثیر «گزارش پری» (Perry Report) که در سال 1956 توسط کمیسیون استانداردهایآموزشی و تجربی حسابداران رسمی منتشر شد و در مقالة سردبیرِشمارة اگوست همان سال ژورنال آو اکانتنسی (Journal of Accountancy) بررسی شد، قرار گرفت. درمقاله‌ای در سال 1962 که توسط انجمن حسابداران رسمی ایلینویزمنتشر شد پیشنهاد شده بود که دورة لیسانس حسابداری در حدآموزش اصول اساسی کاهش پیدا کند و پس از دورة تحصیل تئوریکیک یا دو سال به آموزش فنی اختصاص داده شود. تروبلاد از ایندورة آموزشی استقبال کرد چرا که به‌شدت بر این باور بود که آیندهنیازمند تربیت دانشجویانی برای رفع نیازهایحرفه‌ای بود که طی چهل سال آینده پیش‌روی حرفه می‌دید.

بیشترمقالات و نوشته های تروبلاد در ارتباط با ارتقا بخشیدن حسابداریعمومی و هدفهای صورتهای مالی است. در مقاله‌ای کهدر سال 1960 در ژورنال آو اکانتنسی ارائه کرد به تعریف حرفه حسابداریعمومی (مستقل) به‌عنوان شغلی که تمام خصوصیات یک حرفهرا دارد پرداخت و ضرورت پردازش الکترونیکی اطلاعات و خدمات مشاورةمدیریت را برای حرفه پیش‌بینی کرد و بامشاهدة تحولات پیش‌روی اقتصاد و جامعه اظهار داشت که حرفه حسابداریباید دامنه فعالیتهای تحقیقاتی خود را به تناسب آیندهگسترش دهد.

در زمان فعالیتدر کمیته هدفهای درازمدت، این سئوال در ذهن تروبلاد شکل گرفتکه ترازنامه به چه کسی تعلق دارد و در مقاله‌ای در سال 1968 باعنوان «حسابداران نگران حرفه خود هستند» که تاثیر گرفته از واکنش او به تغییراتاجتماعی متکی بر فردگرایی بود، اذعان داشت که “اصولحسابداری باید با هدف قابلیت استفاده برای عموم استفاده‌کنندگانتهیه شود” و با این اعتقاد بود که حسابداران را موظف به گسترشمهارتهای سنتی در روشهای اندازه‌گیری و گزارشگریو … می‌دانست و معتقد بود که حسابداران باید مسئولیتهایجدید و مهمتری را بپذیرند.

گروه تحقیقتروبلاد بر روی هدفهای حسابداری، بر استفاده‌کنندگان اطلاعاتمالی تاکید داشت. جدا از بیانیه شمارة 4 هیئتاصول حسابداری (APB#4)که فنی‌تر بود، 9 فصل اول گزارش گروه به بحث پیرامون هدفهایصورتهای مالی و ارتباط آنها با هدفهای شرکتهای بازرگانیو دولتی و جامعه پرداخته و تنها فصل آخر به ویژگیهای کیفیو فنی گزارشگری پرداخته است. همین دیدگاه نیز دربیانیه چارچوب نظری، که توسط هیئت تدویناستانداردهای حسابداری مالی (FASB) منتشر شد، رعایت شده است.

با بررسیزندگی کاری تروبلاد مشاهده می‌شود که رهبری او در توسعهافقهای حرفه به سمت مسائل اجتماعی، همان‌طور که در «گزارش تروبلاد» مشاهدهمی‌شود، تاثیر عمیقی بر حرفه داشته است. علاوه بر این،علاقه‌مندی او به حمایت از فنون جدید و تاثیری کهبر آموزش حسابداری داشت به حسابداران رسمی در توسعه و دستیابیبه ملزومات درازمدت حرفه کمک شایانی نمود.

فعالیتهایحرفه‌ای او را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

معاونت (1962-63)و ریاست (1965-66) انجمن حسابداران رسمی امریکا، ریاست (1959-60)و معاونت (1958-59) جامعه حسابداران رسمی پنسیلوانیا، عضویتدر شورای انجمن حسابداران رسمی امریکا (1959-60)، کمیتهاجرایی انجمن (1961-63 و 1964-67)، عضویت در هیئت اصولحسابداری (APB)در سالهای 1963-65، ریاست کمیته هدفهای درازمدت انجمن (1961-65)،گروه تحقیقات بین‌المللی حسابداران (1966-68) و همان‌طور کهگفته شد ریاست گروه تحقیق بر روی هدفهای صورتهایمالی (1971-73) که منجر به انتشار «هدفهای صورتهای مالی»در سال 1973 توسط انجمن حسابداران رسمی امریکا گردید. از فعالیتهایدیگر او عضویت در کمیسیون تحقیق بر رویدانستنیهای عمومی برای حسابداران رسمی (1963-66) بودکه حاصل تحقیقات او منجر به انتشار «افقهایی برای حرفه»در سال 1967 توسط انجمن حسابداران رسمی امریکا گردید. اوعلاوه بر دریافت مدال طلای انجمن در سال 1971، مفتخر به دریافتجایزه حسابداری از بنیاد آلفا کاپا پسی (AlphaKappa Psi) در سال 1972 گردید.او همچنین در انجمن حسابداران رسمی ایلینویز وانجمن حسابرسان داخلی (IIA) و انجمن حسابداری امریکا (AAA) عضویت داشت. او در سال 1974در تالار مشاهیر حسابداری برگزیده شد.

از جمله فعالیتهایاجتماعی او موارد زیر را می‌توان برشمرد: عضویت در کمیسیونریاست جمهوری جانسون در امور بودجه (1967)، مشاور نیرویهوایی امریکا (1953-61)، عضویت در شورای کلیسایفاکس (Fox Chapel)در پنسیلوانیا (1957-61)، عضویت در هیئت‌مدیرهکلوپ شهری الگنسی کانتی (Allegheny County) پنسیلوانیا (1957-60) وانجمن پرستاران الگنسی کانتی (1957-61).

او در یکفرصت مطالعاتی به تحقیق و سخنرانی در دانشگاه کارنگیملون (1960-61) پرداخت. همچنین در دانشگاههای استانفورد (1969)، شیکاگو(1971) و آکسفورد (تابستان 1967) سخنرانی داشته است. تروبلاد به‌مدتیطولانی ریاست شورای مشورتی انجمن حسابداران حرفه‌ایرا در دانشگاه شیکاگو (1964-74) به‌عهده داشته است. او حسابداران رسمیرا به پذیرش نمونه‌گیری آماری در حرفه تشویق وترغیب می‌کرد.

تروبلاد برایمجله‌های حرفه‌ای مطالب زیادی نوشت و کتابهای زیادیتالیف کرد از جمله:

روشهاینمونه‌گیری در حسابداری به‌همراه ریچارد سایرت (RichardM. Cyert)، آینده آموزش حسابداریبه‌همراه جورج بچ (George L. Bach) و جاستین دیویدسن (Justin Davidson) در سال 1961، حسابرسی، بازیهایمدیریت و آموزش حسابداری به‌همراه نیل چرچیل (NeilChurchill) و مرتون میلر(Merton Miller) در 1964 و کتابی با عنوان «اندیشهحسابداری ویلیام ورنتز» در سال 1968 به‌همراه جورج. سورتر ( George H. Sorter).

در سال 1963 هیئتامنای دانشگاه مینه‌سوتا به‌منظور قدردانی از مشارکتهایماندگار از او تقدیر به‌عمل آورد. در همان سال به عضویت افتخاریبخش بتا آلفا پسی (Beta Alpha Psi) دانشگاه مینه‌سوتا در آمد و همچنین عضو بتا گاما سیگما(Beta Gamma Sigma) نیز بود. در دانشگاه کارنگیملون یک کرسی حسابداری به نام او تاسیس شد. پس از مرگاو بنیاد تاش راس با همکاری انجمن حسابداری امریکا «سمینارهایسالانة استادان» را به یادگار رابرت تروبلاد تداوم بخشید. تروبلادقبل از مرگش به‌منظور افزایش ارتباط کاری میان دانشگاهیانو افراد حرفه این سمینارها را برپا داشته بود.

او در 30 نوامبر 1940با فلورانس هنری (Florence Henry) ازدواج کرد و صاحب دو فرزند گردید. او شیفته موسیقیبود و در دوران جوانی و قبل از ورود به حرفه حسابداری پیانیستارکسترها بود. او در هفتم فوریه 1974 در سن 57 سالگی درگذشت.

 

 

کتاب شناسی:

  • AmericanInstitute of Certified Public Accountants, Accounting Principles Board,Basic Concepts and Accounting Principles Underlying FinancialStatements of Business Enterprises, APB Statement No. 4, New York,AICPA, 1970
  •  AmericanInstitute of Certified Public Accountants, Objectives of FinancialStatements, Report of the Study
  • Group onObjectives of Financial Statements [The True blood Report], New York, AICPA, 1973
  •  Commissionon Standards of Education and Experience for Certified PublicAccountants, Standards of Education and Experience for CPAs, Ann Arbor,MI: University of Michigan, 1956
  •  Trueblood, R. M.,Education and Experience for CPAs, Journal of Accountancy,August 1956, pp. 26-26
  •  ____,The Education and Experience of Donald Perry, Journal of Accountancy,August 1956, p. 8
  •  ____,Accountant Considers his Profession, California CPA Quarterly, June1968, pp. 10-14
  •  ____,Education for a Changing Profession, Journal of Accountancy Research,Spring 1963, pp. 86-94
  •  ____,Future of Accounting Education, Illinois CPA, Spring 1963, pp, 86-94
  •  ____,Information for Proprietors and Others, Accountant, October 26, 1972,pp. 517-518
  •  ____,Professional and Technical Practitioners in Accounting, Journal ofAccountancy, September 1960, pp. 57-62
  •  ____,Report of the President’s Commission on Budget Concepts, FederalAccountant, June 1968, pp. 4-15
  •  Trueblood, R. M., and W. W. Cooper, Research and Practice in StatisticalApplication to Accounting, Auditing, and Management Control, AccountingReview, April, 1955, pp. 221-229
  •  Trueblood, R. M. and R. M. Cyert, Statistical Sampling, Applied to Aging ofAccounts Receivables, Journal of Accountancy, March, 1954, pp. 293-298
  •  Trueblood, R. M. and H. J. Davidson, Statistical Sampling, Retail Control,November, 1960, pp.15-19
  •  Trueblood, R. M. and R. J. Monteverdi, Bibliography on the Application ofStatistical Methods to Accounting and Auditing, Accounting Review,April, 1954, pp. 251-254
  •  Trueblood, R. M. and G. H. Sorter, William W. Werntz, His AccountingThought, New York, AICPA, 1968

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
دوشنبه بیست و ششم 6 1386
تاثیر استفاده از فناوری بر کارایی منابع انسانی

تاثیر استفاده از فناوریبر کارایی منابع انسانی

حبیب‌الله نیکبخت

 

مقدمه

امروزه جمعیاز مدیران اجرایی سازمانها به این واقعیت پیبرده‌اند که فناوری اطلاعات می‌تواند چنانچه به شکل صحیح ومتناسب با ویژگیهای سازمان به‌کار گرفته شود، راهگشایاصلی به‌سوی موفقیت آینده حرفه آنان شمرده شود.

از طرف دیگربخش زیادی از مدیران با درک محدود و یا ناچیز خوداز این پدیده، با این سئوال رو به‌رویند که فناوریاطلاعات چگونه می‌تواند به آنان یاری رساند و گاهی نیزبا این سؤال رو به‌رو شده‌اند که این پدیده را چه موقع بایددر درون سازمان خود به خدمت بگیرند.

گروهی دیگراز مدیران و دست‌اندرکاران نیز با این نگرانی مواجهندکه بازدهی که در مقابل سرمایه‌گذاری برای خریدفناوری اطلاعات و کاربرد آن به‌دست می‌آورند چقدر است. به‌عبارت دیگردر مقابل هزینه‌ای که از این بابت پرداخت می‌کنند چهمنافع و مزایایی نصیبشان می‌شود.

همزمان با ایندلمشغولیها، از مدیران خواسته می‌شود که تمامی هم و غمخود را در پروژه‌های فناوری صرف کنند و کاربرد آن را از جهات مختلفزیر نظر دقیق قرار دهند و این در حالی است که از سویدیگر می‌باید نسبت به فعالیتهای اصلی وروزمره سازمان تمرکز داشته باشند و از این بابت خدشه‌ای متوجه آننشود.

بدیهیاست که همین سردرگمی و اینکه کدام گزینه در انتخابفناوری مورد نیاز برای فعالیتهای سازمان مهمتر وبهتر است موجب شده مدیران در تصمیم‌گیری دچار مشکل وگرفتاری شوند. مدیران امروز با انبوه روشها، نرم‌افزارها و سخت‌افزارهابرای استفاده از فناوری اطلاعات رو به‌رو هستند. برخی نکاتیکه مدیران می‌باید در این زمینه مورد توجه ویژهقرار دهند به‌شرح زیر است:

• شناساییدقیق نیاز سازمان به فناوری اطلاعات،

• انتخاب نرم‌افزارو سخت‌افزار مناسب با نیاز سازمان،

• تعیینبودجه متناسب برای تحصیل نرم‌افزار و سخت‌افزار مورد نیاز.

به‌نظر می‌رسدبا رعایت موارد فوق و استقرار سیستمهای اطلاعاتی موردنظر، مدیران بتوانند در روند فعالیتهای سازمان خود به اطلاعاتدقیق و بموقع دسترسی پیدا کنند و در هنگام نیاز به ایجادتغییرات، به‌سرعت دست به‌کار شوند.

 

زمینه‌هایبهبود کارایی

منابع انسانیدر هر سازمان به‌عنوان با ارزشترین دارایی سازمان تلقیمی‌شود. بنابراین بهره‌گیری بهینه از اینمنابع و ارتقای کارایی آنان می‌تواند در پیشبرداهداف سازمان نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا کند.

آیا بیستسال پیش می‌توانستیم بپذیریم که روزی فراخواهد رسید که کارکنان برای انجام وظیفه‌شان نیازیبه حضور در محل سازمان نداشته باشند و بتوانند در محل خانه خود و در کنارخانواده باشند و در عین حال با استفاده از فناوری اطلاعات و تجهیزاتمدرن کامپیوتری کارهای مختلف اداری را انجام دهند و سپسنتایج کار را از طریق سیستمهای مخابراتی به بانکاطلاعاتی سازمان خود منتقل کنند. آیا بیست سال پیش اینامکان را داشتیم که به متخصص و یا کارمند خود بگوییم کهوقتی به ماموریت اداری در کشور دیگری سفر می‌کند،باید گزارش جلسات خود با طرفهای مذاکره را روز به‌روز و کتبیبه دفتر مرکزی و مدیران سازمان بفرستد.

اگر بیستسال پیش به یک متخصص نیاز داشتید و آن متخصص در کشور دیگریسکونت داشت و حاضر نبود به دلایل مختلف شخصی و خانوادگی خودبه کشور شما سفر کند و در سازمان شما مستقر شود، ناگزیر می‌بایداز دریافت خدمات وی صرف‌نظر می‌کردید.

امروز فناوریاطلاعات همه این محدودیتها را از میان برداشته است. سازمانشما برای مثال ممکن است در کشور انگلستان مستقر باشد و از خدمات تخصصیبخشی از کارکنان خود که در کشور استرالیا سکونت دارند بهره‌مند شود.

متخصصان حرفه‌اینیروی انسانی سالهاست که مزایای به‌کارگیریو تاثیر کاربرد فناوری اطلاعات در گستره منابع انسانی را دریافته‌انداما هستند گروه بی‌شماری که حتی تا گذشته نزدیک اینفرصت را پیدا نکرده بودند اما اخیراً به این مهم دست یافته‌اند.

با کمک پیشرفتهایانجام شده در بخش فناوری اطلاعات، تحقیق درباره تاثیر کاربردفناوری اطلاعات بر منابع انسانی به‌عنوان یک حرفه شناخته‌شدهامروز در دنیا مطرح است و دست‌اندرکاران حرفة منابع نیرویانسانی در حال برداشت نتایج مطلوب زحمات و حمایتهای خودهستند.

اما در درونسازمانهای انفرادی، هنوز مخالفتهایی با استفاده ازفناوری اطلاعات در منابع نیروی انسانی به چشم می‌خورد.کارکنان ممکن است این واقعیت را که می‌توانند به‌سهولت واردمحیط کار مدیر خود شوند و به برخی سئوالات پاسخ دهند و یاراه‌حل‌هایی برای حل مشکلات ارائه کنند نپذیرند و یااینکه مدیران عالی سازمانها هنوز این واقعیت راقبول ندارند که نیروی‌انسانی ممکن است وظایف خود را ازمنزل و محل سکونت خود و بدون اینکه خللی در روابط اداری خودبا سازمان ایجاد نمایند به انجام برسانند.

 

کار از راه دور

با بهره‌گیریاز مهارتهای مخابراتی و ارتباطی کارا و مطلوب، کارکنان می‌توانندبرنامه کاری خود را همچنان که در اداره حضور دارند از محل دیگریدنبال کنند، انگار که در محل کارخود حضور دارند. برخی متخصصان حرفه‌ایبر مشکلات و مخالفتهای موجود برای استفاده از فناوری اطلاعاتدر کارایی منابع نیروی انسانی فائق آمده‌اند و درراه متقاعد ساختن مدیران اجرایی سازمانها موفقیتهایزیادی نیز کسب کرده‌اند.

واقعیت ایناست که وقتی 10 ساعت در منزل کار می‌کنیم و حاصل کار خود رابا همان 10 ساعت که برای همان کار خاص در محل اداره صرف کرده‌ایممقایسه می‌کنیم، به‌روشنی متوجه می‌شویم کهنتیجه کاری که در خانه‌مان انجام داده‌ایم به‌مراتب کیفی‌ترو از نظر کمی هم بیشتر بوده است.

کارهاییرا که نیاز به نشستن در یک محل و تمرکز لازم دارد نظیر توسعهو بهبود روشهای بودجه‌ای، تجزیه تحلیل حقوق و دستمزدپرسنل، و توسعه و بهبود رویه‌ها و سیاستگذاری را می‌تواندر خانه انجام داد و سپس نتیجه کار را به مرکز اطلاع‌رسانی شرکتمنتقل کرد. هرکاری را که به تمرکز حواس و محیط آرام نیاز داردمی‌توان در خانه انجام داد.

باید پذیرفتکه کار از راه دور همیشه برای انجام هر نوع کار و وظیفه‌اینمی‌تواند بازده مطلوب و احتمالاً جنبه کاربردی مفید داشتهباشد.

به هر حال اینکهیک متخصص تمام ساعات اداری را در طول روز و ماه در خانه بنشیندو کارهای خود را انجام دهد شاید در عمل اجراشدنی نباشد چرا کههمواره این نیاز وجود دارد که متخصص مربوط برای تبادل‌نظر ونشستهای مشورتی و غیره رودرروی سایر همکاران ومسئولان قرار گیرد و حضوراً برخی مسائل و امور را حل و فصل کند.

اما به‌نظرمتخصصان فناوری اطلاعات حتی مدیران اجرایی و کسانیکه وظایف مهم و سنگین اداری بردوش دارند، می‌توانند بابهره‌گیری از فناوری اطلاعات در خانه خود بنشینند وکارهای خود را به‌نحو مطلوب انجام دهند و سپس از طریق ابزارهایموجود در عرصه فناوری اطلاعات (کامپیوتر وسایر ابزار و تجهیزات)نتایج فعالیتهای خود را به سازمان خویش انتقال دهند.

اگر یک مدیردر یک سازمان توانایی اداره پروژه و نیروی انسانیو برقراری رابطه بین این دو را دارا باشد، چه دلیلیوجود دارد که بخشی از نیروی انسانی نتوانند از محلسکونت خود و با استفاده از فناوری اطلاعات وظایف خود را به‌نحومطلوب انجام دهند.

سئوال ایننیست که آیا این شغل خاص از جمله مشاغلی است که کارمندمی‌تواند وظائفش را در خانه انجام دهد. خیر؛ به جای اینسئوال باید پرسیده شود که آیا برای این شغل خاصکارمند و یا متخصص مربوط می‌تواند تعدادی از روزهای کاریهفته را به‌جای حضور در محل اداره، در خانه بماند و کارهای خود رابه‌نحو مطلوب و یا حتی بهتر در منزل انجام دهد.

به‌دلیل اینکهبرخی متقاضیان شغل، مشخصات علمی و تجربی خود را از طریقپست الکترونیکی برای استخدام به شرکتها می‌فرستند،احتمالاً وقتی از آنها خواسته شود که بخشی از وظایف را از محلسکونت انجام دهند، شاید احساس راحتی بیشتری بکنند.

اگرچه اینامکان وجود دارد که منابع نیروی انسانی بتوانند از راه دور بهکار اشتغال ورزند، اما روشن است که برای همه مشاغل نمی‌توان چنینراه‌کاری را پیشنهاد کرد.

برخی مشاغلبه‌گونه‌ای هستند که کارمند یا متخصص مربوط می‌باید درمحل کار و به‌طور دائم حضور داشته باشد زیرا این مشاغل مراجعه‌کنندهدارند و لازم است که برخی موضوعات به‌صورت حضوری بین کارمند یامتخصص مربوط و مراجعه‌کننده به بحث و تبادل‌نظر گذاشته شود. به مراجعه‌کننده نمی‌توانگفت که فرد مورد نظر در خانه است و شما با شخص دیگری در سازمانمسائل خود را به‌میان بگذارید.

برای مثالکارکنانی که در بخش «روابط کارکنان» در یک سازمان کار می‌کنند،ضرورت دارد که در اوقات اداری در محل کار خود حضور داشته باشند زیراپرسنل سازمان معمولاً برای حل مشکل و دریافت پاسخ سئوالات اداریخود به بخش «روابط کارکنان» مراجعه می‌کنند. به این مراجعه‌کنندگاننمی‌توان گفت که کارمندی که باید مشکل شما را حل کند و پاسخدهد در خانه است و شما از طریق پست الکترونیکی و یاصفحه ویدئویی با ایشان ارتباط برقرار کنید.

برای به‌کارگماردن برخی از کارکنان در محل سکونت علاوه بر اینکه می‌بایدبه نوع شغل توجه دقیق شود، لازم است انعطافپذیری انجام آن شغلنیز مورد نظر و توجه قرار گیرد.

برخی مشاغلماهیت حرفه‌ای و ادواری دارند، لذا برای این نوعمشاغل می‌توان برنامه زمانبندی جهت اجرای کار از راه دور تنظیمکرد. برای مثال به‌جای چند روز در هفته، از کارمند/ متخصص خواستهشود که در ماه و یا در هر سه ماه چند روز را در خانه بماند و بخشهاییاز وظایف خود را انجام دهد.

موفقیتکسانی که از راه دور و خارج از محل کار، وظایف خود را انجام می‌دهندبستگی به محیطی دارد که در آن کار می‌کنند و اینکهاصولاً سازمان مربوطه از فناوری اطلاعات چه برداشتی دارد و به اینمقوله چگونه می‌نگرد. زیرا استفاده از فناوری روز، نظیردورنگار، پست الکترونیکی و کنفرانس از راه دور مستلزم جایگزینیتماسهای حضوری و مستمر روز به روز در بین کارکنان و مسئولاناست.

 

کاربرد فناوریاطلاعات

وقتی یکسازمان در نظر دارد از کارکنان خود بخواهد در طی هفته و یا ماهروزهایی در خانه بمانند و بخشی از وظایف اداریخود را در منزل انجام دهند، باید در قدم اول همه کارکنان سازمان را آموزشدهد و پیاده‌کردن این هدف را با همه کارکنان در میان بگذارد.

واقعیت ایناست که رفت و آمد از محل سکونت تا اداره و برگشت در برخی مناطق پر ازدحاممعضلی اساسی برای کارکنان شده است. برخی کارکنان بایدمسافتی را که در ساعات میانی روز فقط با صرف 30 دقیقه می‌پیمایند،در ساعات پر رفت و آمد صبح و همچنین پایان وقت اداری در عصر سهساعته طی کنند و این معضل برای این دسته از کارکنان به‌صورتکابوسی در آمده است زیرا هر شب در این فکرند که فردا باید5/1 ساعت برای حضور در اداره و 5/1 ساعت برای برگشت به خانه رانندگیکنند. این دسته از کارکنان به‌لحاظ نرخهای سرسام‌آور کرایهمسکن در سطح شهر و مجاورت ادارات خود، مجبورند در حومه شهر زندگی کنند تااجاره کمتری بپردازند. آنان می‌توانستند به‌جای آنکه 3 ساعتاز اوقات خود در راه منزل به اداره و اداره به منزل صرف کنند، این ساعاترا برای امور شخصی و تفریحی خود اختصاص دهند.

ظهور فناوریاطلاعات و کاربرد آن مشکل تعدادی از این کارکنان را که مایلبه کاربرد روش «کار از راه دور» هستند تا حدود زیادی حل کرده است. آنانمی‌توانند چنانچه نوع کار ایجاب کند و اجازه دهد، در خانه بمانند ووظایف خود را در منزل و با استفاده از وسایل و تجهیزات مختلفکامپیوتری و ارتباطی انجام دهند. اما برخی کارکنان با این‌کاررضایت درونی و مورد انتظار خود را به‌دست نمی‌آورند.

وقتیکارمند در خارج از محیط اداری است، از نظر مدیران سازمان دورمی‌ماند و چون در محیط روزانه کار نیست در جریان تغییراتسازمان قرار نمی‌گیرد و همه این عوامل باعث می‌شود که ایندسته از کارکنان در مسیر پیشرفت قرار نگیرند.

پاسخ به اینسئوال این است که کارکنانی که بنابر شرایط مایلند به‌صورت«کار از راه دور» به‌کار اشتغال ورزند باید نوعاً سازمانهاییرا برگزینند که فرهنگ این نوع اشتغال را چه در سطح مدیراناجرایی و چه در بدنه سازمان به‌نحوی درک کرده و آن را پذیراباشند.

از طرف دیگراولین گامی که می‌باید این نوع کارکنان برایارزیابی اهداف آینده خود بردارند این است که دلایلانتخاب این گزینه (یعنی کارکردن از راه‌دور) را برایخود حلاجی کنند و تنها به یک دلیل بسنده نکنند زیراوجود یک دلیل خاص گاهی نمی‌تواند موجبات موفقیت ویا شکست در یک تصمیم را فراهم آورد. اما درک صحیح از کلیهدلایل و شرایط محیطی، شما را ازنظر جسمی و ذهنیآماده انتخاب مطلوب می‌نماید.

هر کس برایانتخاب«کار از راه دور» دلیلی دارد. شخصی می‌گویداز اینکه در محیط پر سروصدای اداره نباشم بیشتر احساسراحتی و آرامش می‌کنم و این امکان را پیدا می‌کنمکه در بخشی از مسئولیتهای اداره خانه نیز همزمان مشارکتداشته باشم. شخص دیگری ممکن است دقیقاً خلاف‌نظر شخص قبلیرا عنوان کند و ترجیح دهد که به‌طور مستمر در روزهای کار در محیطاداره حضور فیزیکی داشته باشد. به‌هرحال باید قبل ازگرفتن هر تصمیمی ببینید دنبال چه مزایا و منافعیهستید.

بر اساس مباحثیکه در بالا به آن اشاره شد و نظرهایی که از زبان مدیران ومتخصصان امر نقل گردید، به یک واقعیت ملموس دست یافتیمو آن اینکه امروزه، فناوری اطلاعات و ابزارهای مختلف از جملهکامپیوتر، شبکه اینترنت و پست الکترونیکی و دورنگار و غیرهاین دستاورد را برای کارکنان فراهم کرده است که می‌توانند دربخشهایی از مشاغل مهندسی، طراحی، مالی، پزشکیو … بدون اینکه در اداره حضور عینی داشته باشند، همان وظایفرا در خانه خود انجام دهند و نتایج کارهای خود را از طریق سیستمهایموجود به مراکز کامپیوتری مورد نظر منتقل کنند.

بنابراینآنان که مایلند به‌صورت «کار از راه دور» در یک سازمان مشغول به‌کارشوند فراموش نکنند که نیازی به سرمایه‌گذاری عظیمبرای خرید تجهیزات مورد نیاز در خانه نیست، تنها یککامپیوتر با قدرت 500 مگاهرتز و حداقل 128 مگابایت حافظه کافیاست و علاوه‌بر آن اتصال به شبکه اینترنت از طریق یک خط تلفنلازم است.

 

منابع:

1- http://www.findarticles.com/

2- HumanResources. Aug, 2001

3- Electronic& Design

 

پانوشت:

1-Tele Work

2- Tele Conferencing

 

 

منبع: فصلنامه حسابرس

 

دسته ها :
شنبه بیست و چهارم 6 1386
X